افسانه شکست ناپذیری دشمن این گونه فرو می ریزد
علی جون: قدرت دشمن گاهی شکست ناپذیر به نظر می آید، اما آیات پایانی سوره طور نشان میدهد این اقتدار، توهمی بیش نیست؛ جایی که قرآن از پوچی جبهه باطل، شکست توطئه ها و پیروزی قطعی حق پرده برمی دارد.
علی جون به نقل از خبرنگاران جوان: دشمنان حق در طول تاریخ همیشه خودرا شکست ناپذیر تصور کرده اند، گاه به قدرت نظامی تکیه کرده اند، گاه به ثروت، گاه به تبلیغات و گاه به حمایت اطرافیان. اما قرآن در آخر سوره طور، تصویری کاملا متفاوت از این قدرت های ظاهری ارائه می کند.
آیات ۳۲ تا ۴۹ سوره طور با مجموعه ای از پرسش های کوبنده و استدلال های متوالی، نشان داده است که مخالفان پیامبران نه منطق محکمی دارند، نه قدرتی مستقل و نه آینده ای روشن. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این بخش را اوج ابطال ادعا های مشرکان و تثبیت برتری جبهه حق می داند، جایی که خداوند، هم پوچی جبهه باطل را آشکار می کند و هم پایان قطعی آنرا وعده می دهد.
پرسش هایی که تمام ادعا های دشمن را فرو می ریزد آیات با سلسله ای از سؤال های پی در پی آغاز می شود؛ سؤال هایی که پاسخی جز اعتراف به ناتوانی دشمن ندارد. خداوند می فرماید که «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ» آیا عقلشان چنین فرمانی به آنان داده یا اساساً مردمی طغیانگرند؟
این پرسش ها برای کسب اطلاع نیست، بلکه برای رسوا کردن تناقض های مشرکان است. آنان گاهی پیامبر را شاعر می خواندند، گاهی کاهن، گاهی مجنون و زمانی مدعی می شدند قرآن ساخته خود اوست. این اختلاف در بهتان ها نشان داده است که هیچ دلیل محکمی در اختیار ندارند و تنها از روی لجاجت سخن می گویند.
در ادامه، قرآن با جمله «فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ» آنان را به آوردن سخنی همانند قرآن دعوت می کند، چالشی که ناتوانی همیشگی مخالفان را آشکار می سازد.
دشمنی که هیچ پشتوانه ای ندارد بعد از ابطال شبهات، قرآن ریشه اصلی انکار را هدف قرار می دهد. آیات یکی بعد از دیگری می پرسد که «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» آیا خودبه خود آفریده شده اند یا خود آفریننده اند؟ سپس می افزاید که «أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ».
از نگاه المیزان، این پرسش ها بنیان فکری کفر را ویران می کند. کسی که نه خالق خویش است و نه مالک جهان، چطور در مقابل خدا می ایستد و خودرا صاحب اختیار مطلق می پندارد؟
قرآن حتی ادعای مالکیت بر خزائن الهی را نیز رد می کند «أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّکَ أَمْ هُمُ الْمُصَیْطِرُونَ». یعنی نه روزی مردم در اختیار آنان است، نه وحی، نه سرنوشت جهان و نه تدبیر هستی. قدرتی که دشمن به آن می بالد، در واقع قدرتی عاریه ای و موقت است.
قدرت پوشالی، سرانجامی جز سقوط ندارد قرآن سپس تصویری تمثیلی ارائه می کند که «أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ» آیا نردبانی به آسمان دارند که از اسرار غیب آگاه شوند؟
این تعبیر، ادعای دروغین دشمن در رابطه با آینده و سرنوشت جهان را به تمسخر می گیرد. مشرکان گمان می کردند آینده از آنِ آنان است و پیامبر شکست خواهد خورد، اما قرآن اعلام می کند هیچ راهی به علم غیب ندارند.
در ادامه، همه تکیه گاه های خیالی آنان ـ از فرزند پنداشتن فرشتگان برای خدا گرفته تا توطئه مقابل پیامبر با استدلال های روشن باطل می شود. حتی در رابطه با نقشه های دشمن می فرماید که «أَمْ یُرِیدُونَ کَیْدًا فَالَّذِینَ کَفَرُوا هُمُ الْمَکِیدُونَ» اگر نقشه ای می کشند، در واقع خودشان گرفتار همان نقشه خواهند شد.
المیزان این آیه را بیان یکی از سنت های همیشگی الهی می داند، این که مکر دشمن در نهایت به خود او بازمی گردد و جبهه باطل، قربانی طراحی های خودش می شود.
وعده قطعی عذاب، پایان غرور مستکبران بعد از ابطال ادعا های دشمن، قرآن از سرنوشت او سخن می گوید. آیه «وَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِکَ» خبر می دهد که ستمگران قبل از عذاب بزرگ آخرت نیز گرفتار مجازات خواهند شد.
علامه طباطبایی این عذاب را هم شامل شکست ها، ناامنی ها، خواری اجتماعی و نابودی قدرت های ظالم در جهان می داند و هم مقدمه ای برای عذاب اخروی. به تعبیر قرآن، خیلی از آنان حقیقت را نمی دانند و تصور می کنند تأخیر در مجازات، نشانه رهایی است در صورتیکه این تنها فرصتی موقت است.
از نگاه قرآن، هیچ قدرتی هرچند بزرگ و مجهز، نمی تواند در مقابل اراده الهی دوام بیاورد. تاریخ نیز بار ها این حقیقت را نشان داده که حکومت های متکبر، سر انجام در اوج اقتدار فروپاشیده اند.
دست برتر جبهه حق؛ صبر، تسبیح و اعتماد به وعده الهی سوره طور با سفارش ای امیدبخش به پیامبر پایان می یابد. خداوند می فرماید که «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا»؛ در مقابل فرمان پروردگارت شکیبا باش، چونکه تو در مقابل دیدگان ما هستی. المیزان این تعبیر را نشانه نهایت حمایت و مراقبت الهی از جبهه حق می داند.
پیروزی حق، تنها با ابزار مادی رقم نمی خورد، بلکه صبر، استقامت، ذکر خدا و اتصال دائمی به او، پشتوانه اصلی این پیروزی است. از همین رو آیات پایانی، پیامبر را به تسبیح خدا در شب و هنگام طلوع ستارگان فرا می خواند، عبادتی که روح مقاومت را زنده نگه می دارد.
جمع بندی آیات پایانی سوره طور اینست که جبهه باطل، هرچند پرهیاهو و قدرتمند به نظر برسد، از درون تهی و بی منطق است. همه ابزارهایش موقتی و همه نقشه هایش محکوم به شکست است. در مقابل، جبهه حق اگر بر ایمان، صبر و توکل استوار بماند، تحت حمایت مستقیم آفریدگار قرار دارد و آینده، همان گونه که قرآن وعده داده، از آن حقیقت خواهد بود.
حرف آخر اینکه علی جون به نقل از خبرنگاران جوان: دشمنان حق در طول تاریخ همیشه خودرا شکست ناپذیر تصور کرده اند، گاه به قدرت نظامی تکیه کرده اند، گاه به ثروت، گاه به تبلیغات و گاه به حمایت اطرافیان. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این بخش را اوج ابطال ادعا های مشرکان و تثبیت برتری جبهه حق می داند، جایی که خداوند، هم پوچی جبهه باطل را آشکار می کند و هم پایان قطعی آن را وعده می دهد.
پرسش هایی که تمام ادعا های دشمن را فرو می ریزد آیات با سلسله ای از سؤال های پیاپی شروع می شود؛ سؤال هایی که پاسخی جز اعتراف به ناتوانی دشمن ندارد. یعنی نه روزی مردم در اختیار آنان است، نه وحی، نه سرنوشت جهان و نه تدبیر هستی.
منبع: alijoon.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون