علی جون
علی جون

چرا تعدادی از خردسالان از اربعین لذت می برند و بعضی دیگر از آن فرار می کنند؟

چرا تعدادی از خردسالان از اربعین لذت می برند و بعضی دیگر از آن فرار می کنند؟

علی جون: همراه کردن کودک با پیاده روی اربعین، فقط یک تصمیم زیارتی نیست؛ یک آزمون مهم تربیتی برای والدینی است که می خواهند میان شور معنوی، نیاز های جسمی کودک و سختی گرمای عراق تعادل برقرار کنند.


پیاده روی اربعین برای خیلی از پدر و مادرها، شبیه جمع شدن چند دغدغه در یک قاب است. از یک طرف شوق حضور در راه عشق وجود دارد و از جانب دیگر نگرانی درباره ی گرمای عراق، شلوغی مسیر، خستگی کودک، بی نظمی خواب و غذا، و البته این پرسش جدی که آیا این سفر در ذهن فرزند ما به یک خاطره شیرین تبدیل می شود یا به تجربه ای پر از کلافگی، گریه و فرسودگی. واقعیت اینست که کودک، اربعین را شبیه بزرگسالان درک نمی نماید. او با تحلیل های معرفتی، شور جمعیت یا مفاهیم بلند عرفانی همراه نمی شود؛ بلکه با دمای هوا، تشنگی، طعم آب میوه، مهربانی یک خادم، رنگ پرچم ها، فرصت بازی، امنیت آغوش مادر و حس آرامش پدر ارتباط می گیرد. اگر این لایه ها درست مدیریت شوند، اربعین در ذهن کودک می تواند به یکی از ماندگارترین و شیرین ترین خاطرات زندگی تبدیل گردد.
بزرگترین خطای برخی خانواده ها اینست که می خواهند کودک را در چارچوب ذهنی خودشان از سفر قرار دهند. پدر می خواهد با سرعت مشخصی حرکت نماید، مادر اصرار دارد تعداد عمود های بیشتری را رد کنند، و هر دو گاهی فراموش می کنند که کودک، نه زائر حرفه ای است و نه ورزشکار استقامتی. کودک نیاز دارد این سفر را به زبان خودش تجربه کند. زبان کودک، زبان ریتم، بازی، تنوع، استراحت کوتاه، خوراکی دلچسب و احساس دیده شدن است. در روان شناسی تربیتی گفته می شود هر تجربه سخت اگر با حس امنیت و لذت همراه شود، در حافظه کودک به عنوان یک چالش شیرین ثبت می شود؛ اما اگر همان تجربه با تنش، سرزنش و بی اعتنایی همراه گردد، به خاطره ای فرساینده تبدیل خواهد شد؛ بدین سبب نخستین اصل همراهی مسئولانه در اربعین اینست که هدف سفر را فقط رسیدن سریع تر به مقصد ندانیم، بلکه ساختن تجربه ای سالم، معنوی و خوش اثر برای همه اعضای خانواده بدانیم.
از همان مرحله قبل از سفر، تربیت درست شروع می شود. کودک نباید ناگهان در میانه یک تصمیم بزرگسالانه قرار بگیرد. خوب است چند روز قبل از حرکت، با او درباره ی فضای سفر گفت و گو شود؛ نه با بیان های سنگین، بلکه با تصویر های ملموس. بطورمثال به او گفته شود که در این سفر انسان های زیادی از کشور های مختلف کنار هم راه می روند، در راه موکب هایی هست که به زوار آب خنک، غذا و فرصت استراحت می دهند، و این راه شبیه یک مهمانی بزرگ خانوادگی است که همه در آن به هم کمک می کنند. اگر کودک بداند قرار نیست وارد فضایی مبهم و نامعلوم شود، نیمی از اضطراب او کم می شود. حتی میتوان با وی در بستن وسایل همراه مشارکت کرد؛ بطورمثال انتخاب یک قمقمه، یک کلاه آفتاب گیر، یک عینک سبک، یک اسباب بازی کوچک یا یک دفترچه نقاشی را به خودش سپرد تا حس کند در این سفر سهم و هویت دارد.
ثبت درخواست در گرمای عراق، مدیریت انرژی مهم تر از هر برنامه احساسی است. خیلی از خاطرات ناخوشایند خردسالان در مسافرت های زیارتی، نه به خاطر اصل سفر، بلکه به علت نادیده گرفتن قواعد ساده جسمی شکل می گیرد. راه رفتن در ساعات اوج گرما، پوشاندن لباس های نامناسب، کم توجهی به آب، تأخیر در تغذیه و نادیده گرفتن علایم اولیه خستگی، خیلی زود کودک را کلافه و معترض می کند. در این شرایط نباید از او توقع صبر بزرگسالانه داشت. بدن کودک در مقابل گرما و کم آبی حساس تر است. صورت برافروخته، بی حوصلگی ناگهانی، چسبیدن به والدین، خواب آلودگی، تحریک پذیری یا حتی امتناع از ادامه مسیر، همه می تواند نشانه های آغاز فرسودگی باشد. والدین باهوش این علائم را پیش از بحران می بینند.
برای جذابیت پیاده روی در گرمای عراق، زمان بندی هوشمندانه معجزه می کند. لازم نیست خانواده ها خودرا به الگوی حرکت دیگران مقید کنند. راه رفتن در بامداد، غروب و بخشهایی از شب، برای کودک بسیار قابل تحمل تر از ظهر است. اگر ساعات گرم روز به استراحت در موکب ها اختصاص یابد، نه تنها انرژی کودک حفظ می شود بلکه خلق او هم متعادل تر می ماند. در سالهای اخیر، خیلی از خانواده های باتجربه، پیاده روی اربعین را شبیه یک مسابقه استقامت نمی بینند؛ بلکه آنرا شبیه یک سفر مرحله ای می بینند که در آن هر توقف، بخشی از خاطره سازی است. استراحت در یک موکب تمیز، شستن دست و صورت با آب خنک، تعویض جوراب، خوردن یک میوه آبدار یا کمی خواب کوتاه، گاهی بیش از چند کیلومتر حرکت بی وقفه ارزش تربیتی و جسمی دارد.
لباس و وسایل همراه، مستقیماً روی کیفیت حافظه کودک از سفر اثر می گذارد. اگر کودک لباس تنگ، کفش نامناسب یا کلاه دست وپاگیر داشته باشد، همه توجه او از زیبایی های مسیر به ناراحتی بدنش معطوف می شود. لباس نخی روشن، کفش راحت و امتحان شده، جوراب اضافه، دستمال مرطوب، کرم ضدآفتاب مناسب کودک، اسپری آب یا پنکه دستی کوچک، قمقمه شخصی و غذاهای سبک، از لوازم تفننی نیستند؛ اینها ابزار های تربیتی برای حفظ آرامش سفرند. برخی والدین فقط به جنبه های انتزاعی معنویت فکر می کنند، در صورتیکه معنویت برای کودک از مسیر آسایش نسبی و رفتار مهربانانه عبور می کند. کودکی که پاهایش تاول زده یا از آفتاب کلافه شده، اولین تجربه اش از سفر رنج جسمی خواهد بود.
جذاب کردن مسیر برای کودک، نیازمند تبدیل راه به قصه است. عمود ها برای کودک اگر فقط شماره باشند، خسته کننده می شوند، اما اگر به ایستگاههای یک ماجراجویی تبدیل شوند، معنا پیدا می کنند. میتوان بین چند عمود، بازیهای ساده تعریف کرد؛ بطورمثال قرار بگذارند تا عمود بعدی پرچم های رنگی خاصی را بیابند، یا با دیدن زائرانی از کشور های مختلف، سلام کردن به زبان های ساده را تمرین کنند. حتی میتوان دفترچه کوچکی همراه داشت تا کودک نقاشی چیز هایی را که دیده بکشد؛ یک لیوان شربت، یک پرچم سبز، یک موکب شلوغ یا کبوتران حرم. این ثبت تصویری ساده، هم کودک را درگیر می کند و هم حافظه سفر را عمیق تر می سازد. امروز که خیلی از خردسالان با ریتم تند تصویرمحور در فضای مجازی خو گرفته اند، هنر والدین اینست که با خلاقیت، از خستگی راه بکاهند و حضور قلب را در کودک تقویت نمایند.
یکی از نکات مهم در تربیت اربعینی، پرهیز از تحقیر کودک به بهانه تربیت مذهبی است. جمله هایی مانند «ببین بقیه بچه ها چقدر خوب راه می روند»، «تو چرا این قدر بهانه می گیری» یا «اینجا جای لوس بازی نیست»، شاید در لحظه از سر خستگی والدین گفته شود، اما در حافظه کودک اثر منفی می گذارد. او امکان دارد اصل زیارت را با احساس شرمندگی و طرد شدن پیوند بزند. تربیت دینی با تحمیل و مقایسه، بی اثر است. در مقابل، جملاتی مثل «خیلی خوب راه آمدی، هم اکنون با هم استراحت می کنیم»، «تو زائر صبور و قوی ما هستی» یا «بیا با هم تا آن موکب برویم و آب خنک بنوشیم»، همدلانه تر و مؤثرتر است. کودک در اربعین بالاتر از هر جا نیاز دارد ایمان و اخلاق را در رفتار آرام والدین ببیند.
موکب ها دراین میان فقط محل غذا و خواب نیستند؛ آنها فرصتهای تربیتی زنده ای هستند. خیلی از خاطرات ماندگار بچه ها از سفر، مهربانی خادمی است که به آنها آب داده، زنی که نوازششان کرده، یا کودکی عراقی که با او هم بازی شده اند. خوب است والدین اجازه دهند کودک این فضا ها را لمس کند. گاهی چند دقیقه نشستن در یک موکب و تماشای خدمت بی منت آدم ها، از ساعت ها راه رفتن اثر تربیتی بیشتری دارد. اینجا همان جایی است که کودک، دین را نه در چارچوب نصیحت، بلکه در چارچوب محبتِ روان و جاری اجتماعی می فهمد.
به جهت اینکه خاطره خوشی در ذهن کودک بماند، نیازی نیست او را مدام در معرض برنامه های رسمی و فشرده قرار دهیم. حتی زیارت و دعا هم باید متناسب با ظرفیت سنی او باشد. خواندن یک دعای کوتاه با صدای آرام، گفتن یک سلام ساده، یا تعریف روایتی کوتاه از محبت خاندان (ع) به کودکان، بسیار سودمندتر از مجبور کردن او به حضور در فضا های شلوغ و خفه کننده است. تجربه نشان داده تصویری که خردسالان از اربعین با خود می برند، بالاتر از هر چیز از حال و هوای روحی پدر و مادرشان شکل می گیرد. اگر والدین با وجود سختی ها، صبور و انعطاف پذیر باشند، فرزند هم سفر را دوست داشتنی تجربه می کند.
تغذیه هم در این سفر باید بطورکامل حساب شده باشد. هر غذایی که در موکب توزیع می شود، لزوماً مناسب گوارش کودک نیست. غذا های تند، چرب یا نامأنوس امکان دارد کودک را گرفتار دل درد یا گرمازدگی کند. بهتر است بخشی از تغذیه کودک را با اقلام سبک و مطمئن مانند بیسکویت ساده، نان، آب میوه طبیعی و خرما مدیریت کرد. نوشاندن آب باید به شکل منظم صورت گیرد، نه فقط زمانی که کودک ابراز تشنگی می کند؛ چونکه در گرمای شدید، احساس تشنگی دیرتر از افت آب بدن بروز می کند.
نکته مهم دیگر اینست که والدین نباید سفر زیارتی را به پروژه ای برای نمایشگری در رسانه های اجتماعی تبدیل کنند. متاسفانه گاهی خردسالان بجای آن که فرصت یابند سفر را با تمام وجود حس کنند، مدام درحال ژست گرفتن برای دوربین والدین هستند. ثبت خاطرات خانوادگی پرارزش است، اما افراط در آن و شوآف رسانه ای، تمرکز و حضور قلب کودک را از بین می برد و روح حیا و صمیمیت سفر را مخدوش می کند. اجازه دهیم عکس ها در لحظه های واقعی و طبیعی ثبت شوند، نه با اصرار و صحنه آرایی های تصنعی.
بعد از برگشت هم پروسه تربیت تمام نمی گردد. خاطره خوش سفر باید بازخوانی شود تا در ذهن کودک تثبیت گردد. میتوان با او عکس ها را مرور کرد، از او خواست بهترین بخش سفر را تعریف کند، یا یک یادگاری کوچک از مسیر را در اتاقش نگه دارد. اگر کودک حس کند که تجربه او جدی گرفته شده، اربعین برایش به بخشی از هویت معنوی اش تبدیل می شود. آن وقت در سالهای بعد، با اشتیاق بیشتری قدم در این راه می گذارد. در چنین شرایطی، کوله پشتی کودک شاید سبک باشد، اما بار عاطفی و تربیتی خاطره ای که با خود به خانه می برد، بسیار سنگین، پرارزش و ماندگار خواهد بود. بطور خلاصه، در این شرایط نباید از او توقع صبر بزرگسالانه داشت. برخی والدین فقط به جنبه های انتزاعی معنویت فکر می کنند، در صورتی که معنویت برای کودک از مسیر آسایش نسبی و رفتار مهربانانه عبور می کند. حتی زیارت و دعا هم باید متناسب با ظرفیت سنی او باشد.

منبع:

1405/05/12
17:06:18
5.0 / 5
50
تگهای خبر: ابزار , اثر , اسباب بازی , بازی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

علی جون - سرگرمی و طنز