علی جون
علی جون

تفاوت ۶ ماه مقاومت با شکست در ۴۵ دقیقه

تفاوت ۶ ماه مقاومت با شکست در ۴۵ دقیقه

علی جون: موفقیت در گردوخاکی که واشنگتن در آمریکای لاتین به پا کرد، منتج به سوق یافتن این کشور به سوی طوفان خلیج فارس شد.


علی جون به نقل از خبرنگاران جوان: ترکیب موفقیت محاصره دریایی، حملات به قایق ها و ضربه به رأس هرم سیاسی ونزوئلا در قالب دو عملیات کوچک، موجب شد آمریکا عملیات کارائیب را یک تمرین در عملیات در خلیج فارس و مقابل ایران ببیند. موفقیت در گردوخاکی که واشنگتن در آمریکای لاتین به پا کرد، منجربه سوق یافتن این کشور بسمت طوفان خلیج فارس شد. بااین حال ایران گرچه از هر حیث ضربات بیشتری دریافت کرد، اما بنابراین نهائی تاکنون، تهران نه تنها تسلیم نشده که ضربات سنگینی هم به دشمن وارد کرد و چند برتری کسب کرده است.
آشکارشدن محدودیت ها و مرز های قدرت آمریکا، تسلط بر تنگه هرمز، ارتقاء تسلیحات و بهبود شیوه های رزم و ورود صریح تر متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای به معرکه حاصل مقاومت تهران بوده اند. در بحبوحه ادامه تنش ها در غرب آسیا و ورود بحران به هفتمین ماه خود، خبر ها حکایت از انعقاد قرارداد جدیدی میان آمریکا و ونزوئلا در عرصه نفت دارند.
دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا به سیاق خود آنرا بزرگ ترین توافق تاریخ نامیده است. گرچه کوشش شده در این قرارداد آورده طرف ونزوئلایی قابل توجه نمایش داده شود، اما بررسی ها نشان داده است دولت ونزوئلا مابه ازای تسلیم، به مرور درحال ازدست دادن منابع قدرت خود و کنترل بر کشور است.
نکات
در این بخش موارد در رابطه با قرارداد نفتی آمریکا و ونزوئلا مورد بررسی قرار گرفته است.
۱- ذخایر نفت ونزوئلا ۳۰۳ میلیارد بشکه است و قرارداد اخیر تکلیف ۶۵ میلیارد بشکه از آنرا مشخص می کند که معادل ۲۱ درصد یا یک پنجم کل ذخایر این کشور است.
۲- ترامپ ادعا کرده با این قرارداد ذخایر نفت آمریکا دوبرابر می شود. ذخایر نفت کنونی آمریکا با احتساب منابع نامتعارف ۷۴ میلیارد بشکه است و ۶۵ میلیارد ذخایر قرار داد با ونزوئلا، معادل ۸۷ درصد آنست. اگر مالکیت نفت برای آمریکا تلقی شود ذخایر این کشور حدودا دوبرابر خواهد شد، اما در قرارداد های رایج جهانی، یک دولت صرف قرارداد شرکت هایش با دولتی دیگر، مدعی افزایش ذخایر نفت کشورش نمی گردد. اگر این حرف در رابطه با قرارداد نفتی با ونزوئلا زده شده ناشی از نوع استثماری قرار داد و البته بزرگ نمایی ترامپ است.
۳- دولت ونزوئلا بر درآمد مالیاتی از فروش نفت اشاره نموده است درحالی که دولت صاحب اصل نفت می باشد. فروکاست و یا انحراف درآمد نفت به درآمد مالیاتی ناشی از سود فعالیت شرکتهای خارجی و داخلی، مواردی را بازگو می کند. نمی توان از بازگشت کامل سخن گفت، اما این اتفاق یک عقب گرد در ملی شدن صنعت نفت می باشد. از سویی آمریکا احیانا نقشه هایی برای شرکت نفت ملی ونزوئلا دارد که می تواند شامل تغییر ماهیت و یا کاهش قدرت آن بوسیله تأسیس شرکتهای خصوصی نفت در ونزوئلا باشد.
این احتمال وجود دارد آمریکا بخواهد شرکت ملی نفت ونزوئلا را به عاملی قوی و مملو از وابستگان خود تبدیل نموده و این شرکت یک لابی قدرتمند داخلی در ساختار ونزوئلا شود. این سناریو احتمال بیشتری دارد. بر همین مبنا سود فعالیت نفتی طرف ونزوئلایی به جای دولت در اختیار این شرکت قرار می گیرد تا برای سرمایه گذاری و هزینه خارجی و داخلی آزاد باشد؛ آن چه به دولت می رسد تنها مالیات بردرآمد شرکتهای نفتی خواهد بود که رقم کمی برای گذران امور است.
یک احتمال دیگر، شکسته شدن قدرت شرکت دولتی نفت ونزوئلا و تقویت شرکتهای مختلف خصوصی خواهد بود. این سناریو بعید است. آمریکا و خصوصاً ترامپ تمایل دارد شرکت دولتی را به عامل نفوذ و کنترل در داخل ونزوئلا تبدیل کند.
۴- در رابطه با مدت قرارداد اعداد متفاوتی از ۲۵ تا ۱۰۰ سال گفته می شود. طبق قوانین ونزوئلا سقف زمانی قرارداد ها ۲۵ تا ۳۰ ساله است، اما این احتمال طرح شده که قوانین تغییر کرده و یا می کنند.
۵- مکان ۱۷ میدان نفتی به صورت دقیق افشا نشده است، اما پیشبینی می شود قسمتی از آن به کمربند نفتی اورینکو مربوط است. نفت این میادین از نوع فوق سنگین بوده و شبیه به قیر طبیعی است. ضریب استحصال و هزینه استخراج و پالایش چنین نفتی بالاست. آمریکا به سبب سروکار داشتن با چنین نوع نفت هایی توانایی برداشت و استفاده را دارد. درحالی که نفت خلیج فارس ضریب استحصال بالاتر و هزینه برداشت کم یا ناچیزی در حد یک تا ۷ دلار برای اغلب میادین دارد، تولید نفت شیل که نیمی از تولید آمریکاست ۳۰ تا ۶۰ دلار در هر بشکه رقم می خورد. این نفت از نظر کیفیت، حجم قابل استخراج و کارآمدی تفاوت بسیاری با نفت خلیج فارس دارد و هیچ گاه با آن جایگزین نمی گردد. آمریکا در واردات از کانادا نیز نفت ماسه ای این کشور را وارد می نماید.
۶- قبل از جنگ آمریکا تبلیغ می کرد به نفت خلیج فارس وابستگی ندارد و این دیگر اهرمی در دست ایران نخواهد بود. استدلال این کشور تامین نفت آمریکا از تولید داخلی و واردات از کانادا و مکزیک بود؛ واردات ۳.۹ میلیون بشکه ای از کانادا ۶۳ درصد نفت وارداتی آمریکا را تامین می کند؛ مابقی نیز از مکزیک، برزیل و آفریقا تامین می شدند.
در همان زمان در مقابل این استدلال دلیلهای دیگری وجود داشت، همچون مصرف نفت پنهان آمریکا؛ برای اینکه این کشور تریلیون ها دلار واردات داشت و نفتی که در کشور های مختلف برای تولید کالا های موردنیاز آمریکا مصرف می شد، در عمل در سبد مصرف واشنگتن قرار داشت. بعد از انسداد هرمز و در میانه جنگ ترامپ با اتکا به استدلال خودکفایی ادعا کرد به هرمز نیازی ندارد و کشور های دیگر باید برای بازگشایی آن تلاش کنند.
بعد ها اظهارات ضدونقیض دیگری هم تکرار شد بر مبنای این که آمریکا تنگه را باز کرده و کنترل می کند، تنگه مقرر است طی دو سال دور زده شود و حالا ادعا شده نفت ونزوئلا با قرارداد جدید جایگزین نفت خلیج فارس می شود. این در شرایطی است که طبق این قرارداد باید روزانه ۱.۵ میلیون بشکه تولید شود که ۵۵ درصد آن متعلق به شرکتهای آمریکایی است. در مقابل، قبل از جنگ ۲۰ میلیون نفت باکیفیت سبک و متوسط از خلیج فارس صادر می شد. اگر آمریکا به نفت خلیج فارس نیازی ندارد، دلیلهای این میزان از تکاپو برای نشان دادن آن چیست؟ آن چه طبق بررسی های دقیق شناسایی شده و در جنگ دیده شد، ادامه اثرپذیری واشنگتن از جریان نفت خلیج فارس است.
۷- ضریب استحصال چاه های نفت متعارف با به کارگیری فناوری ۳۵ درصد است؛ بدون فناوری یا در مخازن غیرمتعارف ضریب استحصال کاهش پیدا می کند. در ونزوئلا با نفت سنگین، ضریب استحصال ۲۰ تا ۲۵ درصد است. این ضریب در ذخایر فوق سنگین اورینکو کمتر می شود. بااین حال اگر ضریب استحصال ۲۰ درصد لحاظ شود، از ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثبات شده، ۱۳ میلیارد بشکه قابل برداشت است.
اگر مدت قرارداد ۲۵ساله باشد، سالانه ۵۲۰ میلیون بشکه نفت برداشت خواهد شد که معادل روزانه یک میلیون و ۴۲۰ هزار بشکه است. این محاسبه نشان داده است بین دو روایت از مدت زمان قرار داد که یکی ۲۵ساله و دیگری ۱۰۰ساله بود، روایت ۲۵ساله درست تر است، برای اینکه عدد برداشت حاصل از آن حدودا همان ۱.۵ میلیون بشکه ای است که گفته می شود قرار داد به تولید ونزوئلا اضافه می کند.
۸- دولت اعلام نموده ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی از این قرارداد به دست می آورد. معنای درآمد مالیاتی یعنی مابقی درآمد در دستان شرکتهای خصوصی آمریکا و شرکت نفت دولتی ونزوئلا قرار می گیرد. ثابت بودن رقم اعلامی همینطور افشا می کند احیانا قرارداد طبق یک عدد ثابت و حداقلی بسته شده است. بعضی می گویند قیمت نفت در قرارداد ۵۰ دلار وضع شده که نصف سطح قیمت کنونی است. این احتمال وجود دارد که فرمول قرار داد، حفظ قیمت به میزان نصف قیمت جهانی باشد.
درآمد ۲۰۹ میلیارد دلاری دولت یعنی این کشور به مدت ۲۵ سال، سالانه ۸ میلیارد و ۳۶۰ میلیون دلار درآمد کسب می کند. درآمد ونزوئلا قبل از تسلیم با تولید یک میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز و با قیمت های قبل از جنگ ایران، سالانه تا ۱۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار بود. با قرارداد جدید، ونزوئلا با ۳۰۰ هزار بشکه تولید بیشتر یا افزایش ۲۵ درصدی، ۵۰ درصد درآمد کمتری کسب خواهد نمود آن هم در حالی که قیمت نفت تا ۴۰ درصد بیشتر شده است. در شرایطی عادی ۱.۵ میلیون بشکه نفت در وضعیت کنونی باید تا ۳۰ میلیارد دلار به درآمد دولت ونزوئلا می افزود، اما کاراکاس بعد از تسلیم درحال حاضر قول دریافت یک چهارم آنرا دریافت کرده است.
۹- قرارداد ابهامات زیادی دارد که راه را بر برخی بهره برداری های آینده باز می کند. احیانا دارد ترامپ و دولتش با ارایه این قرارداد به شرکتهای نفتی متحد خود، بخواهند از درآمد ها برای کارزار انتخاباتی و سیاسی بهره گیرند. همینطور این درآمد ها به دولت اجازه می دهد بودجه برخی عملیات های خود در صحنه جهانی را تامین کنند.
۱۰- صحبت ها در رابطه با درآمد قرارداد جدید بزرگ نمایی زیادی دارد. بطور قطع صد ها میلیارد دلار در طول ربع قرن عدد بزرگی برای یک قرارداد است، اما نه به میزانی که اقتصاد آمریکا را تکان دهد. نفت ونزوئلا و درآمدش در این میزان به صورت کامل کفاف اداره خود این کشور را هم نمی داد.
۱۱- ونزوئلا به سبب سکوت در مقابل محاصره دریایی و حملات نظامی دشمن به این وضعیت گرفتار شد و در نهایت با ربودن رئیس دولت تسلیم شد. شاید اگر محاصره دریایی نبود، با وجود شوک ربودن رییس جمهور، کاراکاس پایدار باقی می ماند. نمی توان منکر اثرگذاری شوک ربودن رئیس دولت بر تصمیمات دولت بود؛ چه این که ترامپ تهدید کرد باقی سران دولت در صورت استنکاف از عمل به دستورات آمریکا با سرنوشت مشابهی مواجه می شوند. بااین حال آن چه مقاومت را از نظر مجموعه دولت بی نتیجه می کرد، محاصره دریایی بود که صادرات و واردات را مختل کرده بود.
۱۲- خروج ونزوئلا از یونسکو، احتمال خروج از اوپک و تقویت روابط با رژیم صهیونیستی حرکت طبق فرامین کاخ سفید هستند که بیشتر متحدان آمریکا از این اقدامات خودداری کرده اند. حرکت ونزوئلا در چنین مسیر هایی حکایت از قرارگرفتن کاراکاس در راه سرسپردگی کامل است.
۱۳- این قرارداد به اندازه تسلط بر منابع انرژی ایران اهمیت ندارد. حجم تولید، کیفیت نفت، ضریب استحصال و هزینه برداشت در ایران بمراتب مطلوب تر از ونزوئلاست و از سویی تسلیم ایران به مفهوم سلطه بیشتر بر عراق و سایر دولت های خلیج فارس خواهد بود. ونزوئلا یک میلیون و ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار بشکه نفت تولید داشته و مقرر است یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه به آن افزوده شود. جمع آن به ۳ میلیون نمی رسد، اما یک پنجم کل تولید جهان و نیمی از ظرفیت بازار متعلق به خلیج فارس است.
آمریکا برای مهار بحران بدهی دولت که به ۴۰ تریلیون دلار رسیده است، باید منبع تأمینی برای کسری بودجه پیدا کند. بدون آن هرساله با چاپ اوراق قرضه، میزان استقراض و بدهی دولت بالاتر می رود. راه مهار، کشیدن ترمز افزایش کسری بودجه است که آمریکا راهکارش را جایگزینی غارت منابع نفتی جهان به جای چاپ اوراق قرضه بیشتر تشخیص داده است. بااین وجود سلطه آمریکا باید کامل باشد در غیر این صورت و با ادامه شرایط کنونی اوضاع این کشور بدتر می شود.
افزایش قیمت نفت به صورتی معنای کاهش ارزش دلار را می دهد. بالارفتن نرخ بهره اوراق در بازه های میان مدت و طولانی مدت این مساله را نشان داده است. به عبارتی در میانه جنگ با ایران، افزایش نرخ بهره اوراق، به مفهوم پرداخت مبالغ بیشتر به خریداران است که بدهی آمریکا را زیاد می کند. قیمت بالای نفت همینطور توانایی دولت ها و شرکتها برای خرید اوراق قرضه آمریکا را می کاهد، برای اینکه آنها باید میلیارد ها دلار بیشتر صرف واردات انرژی کنند که به مفهوم مصرف ذخایر ارزی آنها در جایی غیر از اوراق قرضه آمریکاست.
۱۴- دولت ونزوئلا برای هزینه کردن درآمد خود از قرارداد جدید، محدودیت خواهد داشت؛ عدم اطمینان در پرداخت کامل، واریز با تأخیر، کنترل آمریکا بر حساب بانکی متعلق به دولت ونزوئلا و لزوم تأیید پرداخت ها از این جمله اند.
۱۵- ونزوئلا دومین کشور بعد از عراق خواهد بود که آمریکا به صورت مستقیم و رسمی بر درآمد نفت آن کنترل اعمال می کند. واشنگتن درصدد است سومین کشور ایران باشد و بعد از آن، این امر بر تمام کشور های منطقه تحمیل شود. جالب آنکه آمریکا برای تحمیل این امر بر دولت های عربی وابسته به خود درحال حاضر منتظر قضیه ایران است.
۱۶- رسانه های وابسته به دشمن درحال تبلیغ این مورد هستند که قرارداد گرچه توسعه طلبانه است، اما ونزوئلا پیش ازاین تحریم بود و تسلیم علی رغم مشکلات، درآمد و راحتی بیشتری برای کاراکاس به ارمغان آورده است. تبلیغات این دسته از رسانه ها معطوف به ایران است. اثرگذاری این خط تبلیغی و جنگ شناختی بر ایران را میتوان از اظهارات اخیر عناصر در رابطه با دولت و مجلس دید. این در شرایطی است که رهبر معظم انقلاب در یکی از بیانیه های خود، مسؤلان کشور را هدف جنگ شناختی دشمن معرفی کرده و نسبت به تشدید این جنگ اخطار داده بودند. بطور خلاصه، بااین حال ایران گرچه از هر حیث ضربات بیشتری دریافت کرد، اما بدین سبب غایی تاکنون، تهران نه فقط تسلیم نشده که ضربات سنگینی هم به دشمن وارد کرد و چند برتری کسب کرده است.
آشکارشدن محدودیت ها و مرز های قدرت آمریکا، تسلط بر تنگه هرمز، ارتقاء تسلیحات و بهبود شیوه های رزم و ورود صریح تر متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای به معرکه حاصل مقاومت تهران بوده اند. استدلال این کشور تامین نفت آمریکا از تولید داخلی و واردات از کانادا و مکزیک بود؛ واردات ۳.۹ میلیون بشکه ای از کانادا ۶۳ درصد نفت وارداتی آمریکا را تامین می کند؛ مابقی نیز از مکزیک، برزیل و آفریقا تامین می شدند.
در همان زمان در مقابل این استدلال دلیلهای دیگری وجود داشت، همچون مصرف نفت پنهان آمریکا؛ به جهت اینکه این کشور تریلیون ها دلار واردات داشت و نفتی که در کشور های مختلف برای تولید کالا های موردنیاز آمریکا مصرف می شد، در عمل در سبد مصرف واشنگتن قرار داشت. ثابت بودن رقم اعلامی همین طور افشا می کند احتمالا قرارداد طبق یک عدد ثابت و حداقلی بسته شده است.


منبع:

1405/06/09
10:59:54
5.0 / 5
66
تگهای خبر: اقتصاد , تاریخ , جهان , دولت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

علی جون - سرگرمی و طنز