علی جون
علی جون

۱۶ شاهد تاریخی از خیانت های آمریکا

۱۶ شاهد تاریخی از خیانت های آمریکا

علی جون: تاریخ جهان مملو از شواهدی است که بازگو کننده بد عهدی آمریکا به سایر کشورها است.


- تاریخ جهان مملو از شواهدی است که بازگو کننده بد عهدی آمریکا به سایر کشور ها است. در این میان پیشینه روابط کشور های عضو شورای امنیت و بد عهدی آمریکا به آنها می تواند حائز اهمیت باشد. این در شرایطی است که این پنج کشور امروزه خودرا به عنوان مجریان صلح و امنیت جهانی معرفی می کنند. به بیان دیگر نمونه هایی در تاریخ وجود دارد که گویای خیانت آمریکا نسبت به چهار کشور انگلیس، روسیه، فرانسه و چین است. این نمونه ها به خوبی نشان داده است که ایالات متحده هیچ التزامی نسبت به انجام تعهدات خود ندارد و خودرا مقید به وفای به عهد حتی نسبت به متحدان خود هم نمی بیند.
مطلبی که در ادامه می آید در شهریورماه در پایگاه مرکز اسناد انقلاب السلامی انتشار یافته است، اما باتوجه به رخداد های اخیر در فضای سیاسی و بین الملل، این مطلب باردیگر بازنشر داده می شود با نگاهی اجمالی به روابط میان آمریکا و چهار کشور عضو شورا، بد عهدی ایالات متحده نسبت به این چهار کشور را بازگو کند.

خیانت آمریکا به انگلیس

در طول تاریخ، انگلیس همیشه متحد آمریکا به شمار می آمده است. این دو کشور در جنگ دوم جهانی در یک جبهه دیده می شدند. اما با این وجود نمونه هایی از بد عهدی آمریکا نسبت به این متحد همیشگی اش دیده می شود. در ادامه به مواردی از خیانت های آمریکا به انگلیس اشاره می شود.

۱- بد عهدی آمریکا به انگلیس در جنگ جهانی دوم

در طول جنگ دوم جهانی و داستان فتح نورماندی، انگلستان از آمریکا خواست تا سریعا وارد عمل شده و با اعزام نیرو و تسلیحات نظامی، بریتانیا را در فتح نورماندی یاری کند. مشخص بود که فتح نورماندی می توانست بزرگترین ضربه را به آلمان زده و روند پیروزی متفقین را سرعت بخشد. اما آمریکا با وجود درخواست انگلستان، در ورود به جنگ تعلل کرد تا جایی که انگلستان در ساحل نورماندی خیلی از نیرو های خودرا از دست داد. آنگاه آمریکا وارد جریان شده و نقش فاتحان را بازی کرد.

۲- پیمان شکنی آمریکا در بحران سوئز

نمونه دیگر پیمان شکنی آمریکا به انگلستان در داستان بحران سوئز رخ داد. در این جریان آمریکا به خوبی دریافته بود که در اختیار گرفتن کانال سوئز از جانب انگلستان مساوی با گسترش نفوذ این کشور در منطقه خواهد بود؛ بنابراین با ورود سریع به جریان جنگ در سال ۱۹۵۶ میلادی، فشار سیاسی و مالی به انگلیس وارد آورد تا ترک مخاصمه سازمان ملل را در تاریخ ۶ نوامبر قبول کند. بدین ترتیب نیرو های انگلیس ناچار شدند تا در ماه دسامبر همان سال مصر را ترک گویند.

۳- تهاجم به یکی از مستعمره های انگلیس

در سال ۱۹۸۳ میلادی آمریکا در تهاجم به کشور کوچک گرانادا که در آن زمان تحت سیطره بریتانیا بود، یک دفعه دیگر خیانت خود نسبت به انگلستان را نشان داد. این حمله که نقض فاحش مقررات بین المللی و تجاوز به استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یک کشور به شمار می آمد نمونه دیگری از خیانت آمریکا به متحد همیشگی اش بود. چونکه انگلستان در گرانادا صاحب نفع بود. در حقیقت این منطقه به عنوان مستعمره بریتانیا به شمار می آمد.

۴- فریب انگلیس توسط آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد

شاهدی دیگر بر بد عهدی آمریکا به انگلستان به سال ۱۳۳۲ شمسی و کودتای ۲۸ مرداد برمی گردد. در این کودتا دولت مصدق با همکاری سیا و ام آی ۶ سقوط کرد. با سقوط دولت مصدق و برگشت شاه به کشور، به نظر می رسید که انگلستان و آمریکا به تقسیم منافع در ایران خواهند پرداخت، اما ایالت متحده آنچنان که قبل از این هم بار ها نشان داده بود به سرعت انگلستان را از صحنه خارج کرده و بیشترین سهم از کنسرسیوم نفت را به خود اختصاص داد. بدین ترتیب بار دیگر انگلستان را که متحد اصلی اش در جریان کودتا به حساب می آمد فریب داد.

خیانت آمریکا به روسیه

تاریخ از مواردی حکایت می کند که نشانگر سیاست ریاکارانه آمریکا نسبت به روسیه است. درحالی که این دو کشور به همراه انگلیس و فرانسه از متحدان اصلی در جنگ جهانی دوم بودند. از طرف دیگر دوران چهل ساله جنگ سرد الگویی از روابط را میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی توسعه بخشید که خاصیت بارز آن رقابت و رویارویی در تمامی عرصه های سیاسی، نظامی امنیتی و حتی اقتصادی و فرهنگی بود.
۱-رویارویی آمریکا با انقلاب بلشویکی در شوروی
پس از وقوع انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷، دولت آمریکا نسبت به «روسیه شوروی» خصومت داشت، از ین جهت، تحریم های را بر ضد این کشور اعمال کرد. واشنگتن به همین حد بسنده نکرد و به اقدامات مخفیانه ضد شوروی هم روی آورد و حمایت مالی از دشمنان آنرا در دستورکار خود قرار داد. آمریکا در سال ۱۹۱۸ هم نیرو های نظامی خودرا عازم صربستان کرد تا از منافع خود در مقابل قزاق ها دفاع کند. علاوه بر این، آمریکایی ها به خاطر نگرانی از گسترش قلمرو ژاپن تا مرز های روسیه، تعدادی نیرو به شمال روسیه و صربستان اعزام کردند. این مساله خود نمونه بارز تجاوز به خاک شوروی محسوب می شد. آمریکایی ها که از خصم و دشمنی خود ضد بلشویک ها دست بردار نبودند به شکل قانونی یا مخفی به دشمنان بلشویک ها بخصوص «ارتش سفید» که حامی رژیم گذشته یعنی امپراطوری تزار ها بود و از مخالفان سرسخت انقلابیون بلشویک به شمار می آمد، کمک می کردند.
۲- فعالیت جاسوسی آمریکا در شوروی
از اواخر دهه ۱۹۴۰، آمریکا هواپیما هایی را با هدف جمع آوری اطلاعات در امتداد مرز های شوروی به پرواز درمی آورد. علاوه بر آن، ماهواره ها، زیردریایی ها، امواج رادیویی، ایستگاههای شنود الکرونیکی و تجهیزات پیشرفته فراوانی با ماهیت صنعتی و نظامی مقادیر زیادی از اطلاعات را ردوبدل می کردند. بسیار پیش می آمد که هواپیما های آمریکایی به عمد و بدون هیچ دلیل منطقی برفراز قلمروی شوروی رانده می شدند. یکی از مهم ترین کارهای جاسوسی آمریکا در آسمان شوروی در ارتباط با سال ۱۹۵۰ می شود. در این سال یکی از هواپیما های جاسوسی آمریکا با ده خدمه توسط شوروی شناسایی شد و بدین ترتیب این ماموریت افشا شد. باآنکه هیچ یک از هواپیما های جاسوسی آمریکا بمبی بر خاک اتحاد جماهیر شوروی پرتاب نکرد ولی خیلی از آنها حامل مردانی بودند که اجرای ماموریت های خصمانه را بر عهده داشتند.
۳- وقوع انقلاب های رنگین در جمهوری های شوروی با حمایت آمریکا
آمریکا با دخالت در جمهوری های شوروی، آنها را ضد روس ها برمی انگیخت. نمونه بارز این دخالت در نوامبر ۲۰۰۳ میلادی رخ داد. در این تاریخ انتخابات مجلس در گرجستان برگزار شد که نتیجه آن به سود دولت بود. بعد از این انتخابات، آمریکا با حمایت گروههای مخالف وارد جریان شد. ساکاشویلی و اپوزیسیون متحد این رای گیری را نپذیرفتند و از مردم گرجستان دعوت نمودند تا در تظاهراتی ضد دولت شرکت نمایند و به نافرمانی مدنی ضد مقامات بپردازند بدین ترتیب آمریکا و اپوزیسیون متحد شدند تا شواردنادزه رئیس دولت وقت را برکنار کرده و انتخابات را مجدداً برگزار کنند. در نهایت مخالفان موفق به کنار زدن شواردنادزه شدند. علاوه بر این شواهدی در دست است که نشان داده است آمریکا در ناآرامی های قرقیزستان و انقلاب نارنجی که بعد از انتخابات سال ۲۰۰۴ در اکراین به وقوع پیوست هم دست داشته است.
۴- طرح آمریکا برای استقرار موشک در لهستان
در مارس ۲۰۰۷، آمریکا اعلام نمود می خواهد تاسیسات دفاع ضدموشکی بالستیک در لهستان و هم یک ایستگاه رادار در جمهوری چک بر پا کند. شایان ذکر است که هر دوی این کشور ها از اعضا پیمان ورشو هستند که در دوران جنگ سرد، رقیب ناتو به شمار می آمدند؛ پیمانی که روسیه بنیان گذار آن بود. روس ها این سیستم جدید را تهدیدی بالقوه محسوب کردند. مقامات روسیه ضمن اشاره به این که این مبادرت به روابط دوجانبه میان آمریکا و روسیه لطمه خواهد زد، متذکر شدند که آمریکا با خلف وعده و شکستن پیمان ها بدنبال برهم زدن نظم جهانی است.
بد عهدی آمریکا به چین
روابط چین و ایالات متحده را شاید بتوان پیچیده ترین و پرتناقض ترین روابط درمیان قدرت های بزرگ دانست، روابطی که با تاثیرپذیری ازمتغیر های گوناگون و درمواردی بسیارمتضاد همیشه گرفتار نوسان و در مقاطعی پیشبینی ناپذیر بوده است. در دوران جنگ سرد و در حقیقت از ابتدای دهه ۱۹۷۰، روابط چین و آمریکا بر پایه همکاری استراتژیک شکل گرفت. در آن زمان عامل اصلی ایجاد این روابط، سیاست جهانی شوروی سابق بود. در عین حال شواهدی از بد عهدی آمریکا به چین وجود دارد که نشانگر بی وفایی آمریکایی ها است.
۱- حمایت آمریکا از ژاپن در مقابل چین
هنوز مرکب امضای ژاپن بر تسلیم بدون قید و شرط بعد از جنگ جهانی دوم خشک نشده بود که ایالات متحده استفاده از سربازان ژاپنی را دوشادوش نظامیان آمریکایی برضد چین شروع کرد. این درحالی بود که چینی ها در دوران جنگ با دادن اطلاعاتی مهم درباره ی ژاپن و مراقبت از خلبانان آمریکایی که هواپیمایشان سرنگون شده بود با آمریکایی ها همکاری نزدیک کرده بودند. اما هیچ یک از اینها مانع از بد عهدی آمریکا به چین نشد. بدین ترتیب ایالات متحده برای مهار کردن چین، اتحاد خود با ژاپن را استوارتر و از افزایش قدرت نظامی این کشور حمایت کرد.
۲- تجاوز نظامی آمریکا به چین
بعد از جنگ جهانی دوم هواپیما های آمریکایی که خودرا دوست چین معرفی می کردند با نقض مقررات بین المللی به پرواز اکتشافی بر فراز قلمروی چین می پرداختند. چینی ها ادعا می کردند که هواپیما های یاد شده بار ها نیروهایشان را بمباران کرده و چندین مرتبه شهر های کوچک چین را بمباران کرده اند. این در حالی بود که چینی ها در طول جنگ دوم جهانی بار ها به کمک آمریکایی ها شتافته بودند. علاوه بر این پیاده نظام آمریکا هم در خاک چین دارای موضع بود بطوریکه در سال ۱۹۴۶ حدود صدهزار نظامی آمریکایی در چین حضور داشتند. توجیه آمریکا درباره ی حضور افرادش در چین، خلع سلاح ژاپنی ها بود حال آن که خود با آنان همکاری می کرد.
۳- دخالت آمریکا در جنگ داخلی چین
از اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی جنگی داخلی در چین میان ملی گرا ها و کمونیست ها درگرفت. آمریکا در این میان سیاست آتش افروزی خودرا پی گرفت. تا سال ۱۹۶۱ آمریکا به صورت مستقیم در جنگ داخلی چین دخالت کرده و آتش جنگ را شعله ور می کرد. این کشور بوسیله سازمان سیا به صورت مکرر در چین فعالیت می کرد و حتی با ارسال جنگ افزار برای طرفین جنگ، به گسترش دامنه جنگ در چین دامن می زد. این اقدام آمریکا علاوه بر این که نقض مقررات بین المللی بود، خیانت به متحد سابقش هم محسوب می شد.
۴- فعالیت جاسوسی آمریکا در چین
طی سالیان جنگ سرد، آمریکا با فعال کردن خدمات اطلاعاتی خود به جاسوسی در داخل مرز های چین پرداخت. عملیات جاسوسی در چین ابعاد وسیعی داشت که از ارسال هواپیما و ماهواره تا استفاده از دستگاه شنود را دربرمی گرفت. یک نمونه از جاسوسی های آمریکا به سال ۱۹۵۲ میلادی برمی گردد. به صورت مکرر گروههای کوچک آمریکایی به سبک کوماندو هایی که از هواپیما با چتر نجات فرود می آمدند بمنظور جاسوسی و خرابکاری به خاک چین اعزام می شدند. در نوامبر ۱۹۵۲ هواپیمای جاسوسی دو افسر سیا به نامهای جان داونی و ریچارد فکتو توسط چینی ها شناسایی شد و دو افسر آمریکایی به اسارت درآمدند. بدین ترتیب بخشی از عملیات جاسوسی آمریکا در چین کشف شد.
علاوه بر این سازمان اطلاعات چین فاش ساخت که در ژانویه ۱۹۵۳ یازده خلبان آمریکایی درحالی که مشغول انجام دادن ماموریت جاسوسی در آسمان چین بودند شناسایی و سرنگون شده اند. بسیاری دیگر از پرواز های سیا بر فراز چین را که صرفاً بمنظور جاسوسی بود، هواپیما های یو ۲ در ارتفاع بسیار بالا و هم هواپیما های بدون سرنشین انجام می دادند. اینگونه پرواز ها از اواخر دهه ۱۹۵۰ شدت گرفت و تا ۱۹۷۱ بازهم ادامه داشت.
خیانت های آمریکا به فرانسه
فرانسه یکی دیگر از اعضای اصلی شورای امنیت است که به همراه انگلستان، آمریکا، چین و روسیه از حق وتو در شورا بهره مند است. این کشور یکی از متحدان قدیمی آمریکا بخصوص در جنگ جهانی دوم شمرده می شود، اما در طول تاریخ موارد عدیده ای از بد عهدی و خلف وعده آمریکا نسبت به فرانسه وجود دارد که بیشتر از پیش ثابت می کند آمریکا حتی به دوستان نزدیک خود هم رحم نمی کند.
۱- کارهای جاسوسی آمریکا ضد فرانسه
بر مبنای اسناد انتشار یافته، سازمان امنیت ملی آمریکا کارهای جاسوسی زیادی را ضد شرکت های فرانسوی انجام داده است. ویکی لیکس در مورد جاسوسی آمریکا از مکالمات رهبران فرانسوی به مدت یک دهه، اسنادی را منتشر نموده است که نشان داده است آمریکایی ها مکالمات مقامات فرانسوی را شنود می کرده اند. علاوه بر آن ایالات متحده کارهای خیلی از شرکت های فرانسوی را هم کنترل می کرده است. شرکت های فرانسوی که هدف جاسوسی سازمان امنیت آمریکا یا «اِن اِس اِی» قرار گرفته اند شامل شرکت های فعال در عرصه مخابرات، شرکت های تولیدکننده انرژی الکتریکی، گاز، نفت، انرژی هسته ای، انرژی های قابل بازیافت، شرکت های فعال در عرصه بهداشت و سلامت و محیط زیست هستند.
۲- کارشکنی در اقتصاد فرانسه
شواهد و مدارکی موجود است که نشان داده است آمریکا اقدامات فراوانی بمنظور تحلیل قدرت اقتصادی فرانسه انجام داده است. این اقدامات گاه به صورت مستقیم و گاه غیرمستقیم به اقتصاد فرانسه آسیب زده است. بر طبق اسنادی که در سال ۲۰۱۵ توسط ویکی لیکس انتشار یافته اند، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) مرتباً قرارداد های مالی شرکت های فرانسوی که بالای ۲۰۰ میلیون دلار ارزش داشتند را به شکل مخفیانه با شکست مواجه می کرده است. بر طبق این اسناد کاخ سفید مجری اصلی ناکام ماندن قرارداد های تجاری و اقتصادی فرانسه طی سالیان اخیر بوده است.
۳-حمایت آمریکا از کودتا ضد دولت فرانسه
الجزایر یکی از مستعمرات مهم فرانسه بود که بعد از پایان جنگ جهانی دوم، زمزمه استقلال طلبی در این کشور شروع شد و به انقلاب سال ۱۹۵۴ بر ضد فرانسه منجر گردید. روابط دو طرف آن قدر به هم پیوسته بود که پیشنهاد های اصلاح طلبانه فرانسه در فرونشاندن آتش انقلاب در الجزایر مفید واقع نشد و با مخالفت سخت مسلمانان الجزایر و برخی از فرانسوی های افراطی مواجه شد و تا به آن حد پیش رفت که به سقوط جمهوری چهارم فرانسه و روی کار آمدن ژنرال دوگل و جمهوری پنجم انجامید. همه پرسی سال ۱۹۵۹ استقلال کامل الجزایر را نشان می داد و ژنرال دوگل با وجود مخالفت شدید نظامیان و ملیون افراطی فرانسه، با استقلال الجزایر موافقت نمود.
در این میان ناگهان آمریکا وارد جریان شد و با دفاع از چهار افسر افراطی فرانسوی که در راس آنها ژنرال شال قرار داشت کوشش کرد تا مانع استقلال الجزایر شود. این کودتای نظامی که تنها چهار روز طول کشید رویارویی مستقیم با شال دوگل رئیس دولت فرانسه محسوب می شد. کلیه شواهد نشاندهنده آن بود که سیا به دو دلیل در این کودتای نظامی نقش داشته است: ۱- نگرانی از این که استقلال الجزایر سبب قدرتگیری کمونیسم شود. ۲- امید به این که کودتا سقوط ژنرال دوگل را تسریع بخشد. بدین ترتیب آمریکا بار دیگر در مقابل سیاستهای فرانسه ایستاد.
۴-مشارکت آمریکا در طرح قتل رئیس دولت فرانسه
در سال ۱۹۶۶ میلادی سازمان سیا با برقراری ارتباط با برخی مخالفان دوگل، توطئه ای را برای به قتل رساندن رئیس دولت فرانسه پی ریزی کرد. بر طبق مذاکرات میان افراد سازمان سیا و فرانسویان مخالف دوگل، قرار بر این شد که روزی که دوگل میهمان سربازان قدیمی فرانسه است قاتلی مزدور با انگشتری زهرآلود در صف سربازان یاد شده قرار گیرد و هنگام دست دادن با دوگل خار موجود در انگشتر زهرآگین را در دستان رئیس دولت فرو کند. گرچه به علل گوناگون این طرح به انجام نرسید، اما مدارک و شواهدی در دست است که نشان داده است آمریکا بدنبال طرح به قتل رساندن رئیس دولت فرانسه بوده است.
آنچنان که در این نوشتار آمد، بر طبق شواهد متقن تاریخی آمریکا نسبت به هر چهار عضو شورای امنیت سازمان ملل خیانت کرده است. این کشور با شیوه امپریالیستی بدنبال گسترش نفوذ خود در جهان بوده و از هیچ گونه پیمان شکنی و بد عهدی حتی نسبت به دوستان خود هم ابایی ندارد. آن چه برای آمریکا مهم می باشد نه حفظ صلح بلکه رسیدن به اهداف امپریالیستی است. در این میان شورای امنیت سازمان ملل هم به عنوان وسیله ای برای رسیدن به این مهم در اختیار آمریکا قرار دارد.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
شرکتهای فرانسوی که هدف جاسوسی سازمان امنیت آمریکا یا اِن اِس اِی قرار گرفته اند شامل شرکتهای فعال در زمینه مخابرات، شرکتهای تولیدکننده انرژی الکتریکی، گاز، نفت، انرژی هسته ای، انرژی های قابل بازیافت، شرکتهای فعال در زمینه بهداشت و سلامت و محیط زیست هستند.
۲- کارشکنی در اقتصاد فرانسه
شواهد و مدارکی موجود است که نشان داده است آمریکا اقدامات فراوانی بمنظور تحلیل قدرت اقتصادی فرانسه انجام داده است. این اقدامات گاه به شکل مستقیم و گاه غیرمستقیم به اقتصاد فرانسه صدمه زده است. همه پرسی سال ۱۹۵۹ استقلال کامل الجزایر را نشان می داد و ژنرال دوگل با وجود مخالفت شدید نظامیان و ملیون افراطی فرانسه، با استقلال الجزایر موافقت نمود.
در این بین ناگهان آمریکا وارد جریان شد و با دفاع از چهار افسر افراطی فرانسوی که در راس آنها ژنرال شال قرار داشت کوشش کرد تا مانع استقلال الجزایر شود.


منبع:

1405/02/14
15:47:24
5.0 / 5
3
تگهای خبر: اقتصاد , بازی , جهان , خدمات
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۱
لینک دوستان علی جون
علی جون - سرگرمی و طنز