علی جون
یادی از بابا عاملی ـ بزرگمرد قصه گوی رادیو

فقط یک هفته بعد از بزرگداشتش درگذشت!

فقط یک هفته بعد از بزرگداشتش درگذشت!

علی جون: به گزارش علی جون، یکی از نویسندگان پرکار و سخت کوشی که رادیو او را نپایید و خیلی زود از دستش داد آن هم به طرز غم انگیزی حمید عاملی بود؛ نویسنده ای که شنونده های سینه چاکِ «قصه های ظهر جمعه» بابا عاملی خطابش می کردند. به قول خودش نخستین برنامه رادیویی اش برایش مثل جرقه ای در زندگی اش بوده، دستگیره ای که پریده و آنرا گرفته بود.


به گزارش علی جون به نقل از ایسنا، ۲۱ اردیبهشت ماه سالروز تولد زنده یاد حمید عاملی بود؛ مردی که سالهای متمادی در رادیو برای بچه ها قصه نوشت و قصه گفت و در این کار از جان مایه گذاشت و «چشم و چالش» را فرسود، اما پیش از آن که به پیری برسد، مجبور به خداحافظی با این دنیا شد.
عاملی در رابطه با ورودش به دنیای صدا این چنین اظهار داشته بود: «به نام خدا... کارگران عزیز! سلام»، اولین جملاتی است که با صدای من بعنوان گوینده به روی آنتن رفته است و این برنامه مثل جرقه ای در زندگی من بود، دستگیره ای که پریدم و آنرا گرفتم.«
عاملی از برگزیدگان امتحان هنرپیشگی رادیو از بین ۸۸ نفر شرکت کننده در سال ۱۳۴۰ بوده است. او تعریف می کرد ثریا قاسمی، من (حمید عاملی)، هوشنگ خلعتبری، کاووس گودرزی که در این امتحان قبول شدیم همگی در محیط هنری بزرگ شده بودیم و افراد مبتدی و نورسیده نبودیم.
او از سال ۱۳۵۰ برنامه «راه شب» را در رادیو اجرا کرده است و از سال ۱۳۵۲ بعد از مرحوم صبحی، قصه ی «ظهر جمعه» را هر جمعه در رادیو خوانده و راوی داستان هزار و یکشب در رادیو تهران بود.


می اظهار داشت: یک هنرمند وقتی می تواند پشت میکروفن برنامه مطلوبی را عرضه نماید که دغدغه فکری به منظور زندگی روزمره خویش را نداشته باشد و رادیو کار اولش باشد. نه این که خسته و مانده از کار دیگر خود بیاید و پشت میکروفن بنشیند.
این هنرمند فقید رادیو، ضمن اشاره به گرانقدر بودن ادبیات داستانی و اهمیت ترویج و تبلیغ آن این چنین اظهار داشته بود: مردم از برنامه ی «هزار و یک شب» رادیو استقبال کرده اند و در حال حاضر شنوندگان زیادی دارد. اما سیستم های تبلیغاتی و رسانه یی غرب به گونه یی تبلیغ و هزینه می کنند که فردی به نام هری پاتر شناخته شود. در این زمان ما هم باید برای ترویج و تبلیغ فرهنگ و ادبیات مان از قدرت رسانه بهره بگیریم.
عاملی از اکبر مشکین، هوشنگ سارنگ، نصرت الله محتشم، مهدی علی محمدی و عباس مصدق بعنوان افرادی یاد می کرد که هیچگاه تاریخ تئاتر و رادیو ایران نظیر آنها را پیدا نمی نماید. می اظهار داشت: با حرف زدن هوشنگ سارنگ در تئاتر فرهنگ و از ارتعاش صدای مرحوم نصرت الله محتشم سن و دکورها می لرزید.
این گوینده پیشکسوت رادیو، «فن بیان»، «تاکید» و «طنین صدا» را در رادیو بسیار با اهمیت می دانست و در عین حال می اظهار داشت: متاسفانه، هم اکنون در رادیو بین لحن و طنین دوست داشتن و متنفر بودن، تفاوتی وجود ندارد. پیش از این، نقش عاشقانه را فقط فردی که کار نمایش عاشقانه را بر عهده داشت می گفت؛ اما متاسفانه امروز، یک فرد خشن را همان فردی بازی می کند که روز بعد در نقش یک فرد با احساس بازی می کند.
باقر رجبعلی ـ پژوهشگر ادبیات داستانی و نویسنده رادیو ـ در رابطه با حمید عاملی گفته است؛ می گویند موفقیت، موفقیت می آورد. او از این همه کارِ دلی، به شور افتاده بود و فعالیت هایش را گسترش داد؛ یعنی در خانه هم بیکار نمی نشست، از تفریح و غذا و زندگی، غافل می شد و خویش را در دریایی به نام «هزار و یک شب» غرق می کرد.
نتیجه این استغراق، تنظیم رادیوییِ داستان های هزار و یک شب بود که بعدها نزدیک به ۹۰۰ قسمت آن هر شب از رادیو تهران تحت عنوانِ «یک شب از هزار و یک شب» پخش و متن های آن هم به صورت کتاب آماده شد اما بیشتر از شش مجلد آن توفیق نشر نیافت و همان ها هم درست توزیع و دیده نشد.


همسرش در مصاحبه با ایسنا اظهار داشته بود: «حمید، شهید راهِ هزار و یک شب شد، چون زمانی که اجازه پخش این برنامه به او داده نشد، بشدت مریض شد و مریضی اش به سرعت پیشرفت کرد...»
او اهل قصه، نمایش و ادبیات بود و عمر شریفش را صرف اعتلا، ترویج و تحکیم ادبیات عامه کرد و کوشش کرد که ادبیات عامه را ثبت و در برنامه هایی چون «قصه های ظهر جمعه» برای بچه ها بیان کند.
او یک قصه ساده و کوتاه را از ده ها سی دی و وسایل کمک آموزشی و سخنرانی های تربیتی برای بچه ها آموزنده تر و مفیدتر می دانست. اما پایان قصه عاملی هم مانند پایان قصه های هنرمندانی که عمر و زندگی شان را صرف هنرشان می کنند، تکراری بود. گفتند دورانت گذشته. تنها ماند، بیمار شد و روزهای آخر در مراسم بزرگداشتش شرکت کرد و... رفت!» این رفتن اما سوزناک بود و با آن وضعیتی که روی ویلچر قرار داشت، دل رادیویی ها را خالی کرد. همه از خوبی های وی گفتند و تجربه های لذت بخش و آموزنده ای که از کار کردن با او داشتند.
حمید عاملی در حالی به دیار باقی شتافت که هم مسئولان وقت صدا و هم پیشکسوتان رادیو از او، هم به عنوانی انسانی ارجمند و هم هنرمندی که به ترویج قصه های ایرانی می پرداخت یاد کردند؛ به قول حمیدرضا خزایی ـ از قدیمی های صدا ـ او روح بلند خویش را تقدیم زندگی کرد و به نقل از مریم نشیبی، گوینده باسابقه مرحوم عاملی در اوج عشق درگذشت.


حمید عاملی که در سال ۸۲، از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ردیف پیشکسوت اهل قلم قرار گرفت، متولد ۱۳۲۰ در تهران بود. او از سال ۱۳۳۴، در مجلات کیهان بچه ها، اطلاعات هفتگی و روشنفکر، نگارش داستان های کوتاه بخصوص برای کودکان را شروع کرد و مدت های مدیدی پشت صحنه تئاتر سعدی، فردوسی و جامعه باربد فعالیت داشت و از سال ۱۳۳۷، کار گویندگی در رادیو را با برنامه زنده ی «کارگران» شروع کرد.
عاملی در مراسم بزرگداشتش در رادیو این چنین گفته بود؛ «من پنجاه سال از زندگی خویش را در رادیو گذراندم. از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ از شنبه تا پنج شنبه من در استودیو ارگ بودم. در زمان ورود از مرحوم نصرت الله محتشم خواهش کردم که کار کردن در رادیو را یاد بگیرم. فعالیت کردن زیرنظر هوشنگ سارنگ و محتشم به مراتب بهتر از این بود که دو خط داستان شب بخوانم. اما الآن نمی توانم قصه بگویم، چون جان حرف زدن ندارم. من با رادیو بزرگ شده ام و به آن عشق ورزیده ام. همه چیز من رادیو است. امیداورم که بتوانم باردیگر پایم را در میدان ارگ و محوطه رادیو بگذارم.»




حمید عاملی صدای آشنای رادیو و پیر قصه گوی ایران دیماه ۸۶ بعد از مدتها تحمل بیماری سرطان در بیمارستان کسری تهران درگذشت. وی در حالی بعد از نیم قرن فعالیت در رادیو به دیدار حق شتافت که تنها یک هفته از برگزاری مراسم بزرگداشتش در استودیو هشت رادیو تهران می گذشت و پـیـر قـصـه گـوی ایـران بـه قـصـه هـا پـیـوسـت.




منبع:

1402/02/23
10:09:06
5.0 / 5
298
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۵
لینک دوستان علی جون