سیاست خارجی قاطع شهید رجائی در مقابل تجاوز عراق
علی جون: دولت شهید رجائی با نگاهی انقلابی و استقلال طلبانه، جنگ تحمیلی را نه تنها تهدیدی مقابل تمامیت ارضی بلکه تلاشی برای نابودی انقلاب اسلامی دانست.
باشگاه خبرنگاران جوان - دولت شهید رجائی در حوزه سیاست خارجی جنگ، موضعی مشخص، قاطع و انقلابی در پیش گرفت. او که معتقد بود تجاوز نیروهای عراقی به تمامیت ارضی ایران، برای نابودی انقلاب اسلامی ایران است، اهتمام کرد از جنگ ناخواسته، بیشترین بهره برداری را به سود انقلاب بکند.
هفته نخستین شهریورماه هرسال به نام «هفته دولت» نام گذاری شده و مهم ترین انگیزه و بهانه برای نام گذاری این هفته به نام دولت، شهادت مظلومانه شهیدان رجائی (رئیس جمهور) و باهنر (نخست وزیر) در حادثه تروریستی هشت شهریور سال ۱۳۶۰ توسط منافقین است.
مسلماً هر وقت صحبت از دولت انقلابی و مؤلفه های آن می شود، نگاه ها متوجه دولت شهید رجائی بعنوان یک دولت الگو و جامع الشرایط در این خصوص می شود که با وجود کوتاهی عمر این دولت، دیدگاه ها و عملکرد آن و در رأس آن شهید رجائی؛ می تواند ارایه کننده یک دولت اصیل در تراز انقلاب اسلامی باشد.
بمناسبت هفته دولت و شهادت شهیدان رجایی و باهنر مصمم شدیم که عملکرد دولت انقلابی شهید رجائی را در زمان جنگ در دو حوزه داخلی و خارجی مورد بررسی قرار دهیم. در قسمت دوم این مطلب، عملکرد دولت ایشان را در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل بررسی خواهیم کرد.
سیاست خارجی دولت شهید رجائی در قبال جنگ سیاست خارجی دولت رجائی در قالب گفتمان ارزشی خدامحور یا آرمان گرایی انقلابی قابل بررسی است. رجائی هنگام تقدیم برنامه دولتش به مجلس، رویکرد سیاست خارجی آنرا بر مبنای اصول نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، انتقال مرکز ثقل دیپلماسی از آمریکا و اروپای غربی به آسیا و آفریقا، دفاع از جنبش ها و نهضت های آزادی بخش و جایگزینی استراتژی اتحاد با غرب با استراتژی عدم تعهد اعلام نمود.
فقدان سیاست خارجی فعال و مناسب در اولین ماه های جنگ، با کارهای گسترده دیپلماتیک عراق و مسافرت های متوالی دیپلماتیک سعدون حمادی، وزیر خارجه عراق و ملاقات های وی با سران کشورهای مختلف جهان و جلب نظر مساعد و کمک های آنها به سود کشور متبوعش مصادف بود.
دراین میان کشورهای خارجی حامی عراق، بخصوص آمریکا بدون آنکه در معرض واکنش های سیاست خارجی ایران قرار بگیرند، با آسودگی خاطر، سیاستهای خویش را اعلام و اعمال می کردند. در این فضای سیاسی، آمریکا اعلام نمود که این کشور به تمام کشورهایی که از طرف ایران احساس خطر می کنند، کمک می نماید.
هرچند پیش ازاین نیز، بیشتر کشورهای دنیا مقابل ایران و درواقع، انقلاب اسلامی اعلام موضع کرده بودند، اما فقدان سیاست خارجی فعال، آنها را بیش ازپیش گستاخ کرد. تنها سوریه، لیبی و الجزایر تا حدی از ایران حمایت کردند. از میان این سه کشور نیز، درنهایت دولت سوریه اعلام نمود: صدام عامل امپریالیسم است و نقش شاه سابق (محمدرضا پهلوی) را بازی می کند.
مسئله دیگر در ارتباط باسیاست خارجی جنگ، لزوم طرح آن در مجامع و سازمان های بین المللی بود. بعد از شروع جنگ، دولت عراق اهتمام کرد با طرح آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد، ابتکار عمل را در دست گیرد و ایران را آغازگر جنگ ارائه کند، اما ایران چنین کاری نکرد.
تا قبل از تصویب قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت در رابطه با جنگ ایران و عراق، ایران بر طبق این اعتقاد که شورای امنیت؛ زائیده وزارت خارجه آمریکا است، دعوای خویش را به شورای امنیت عرضه نکرد. رجائی شخصاً به عملکرد مجامع بین المللی، اعتقاد و امیدی نداشت. به قول وی: ابرقدرت ها و مستکبرین، مجامع بین المللی را برای منافع خود به وجود آورده اند و یک کشوری مانند ایران اگر به امید مجامع بین المللی باشد؛ همیشه محکوم به شکست است.
اما در دومین ماه جنگ، دولت روش خویش را تغییر داد و علی شمس اردکانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، از شورای امنیت خواست تا تجاوز عراق را دست کم برای دفاع از مشروعیت شورای امنیت محکوم کند.
دستگاه دیپلماسی ایران از نظر تبلیغات خارجی نیز در مقایسه با عراق، فعالیت به مراتب کمتری داشت و با توسل به آرمان گرایی، حقیقت های موجود در حوزه روابط بین المللی را تا حدی نادیده گرفت.
اولین نهاد بین المللی که مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین المللی را بر عهده دارد، شورای امنیت سازمان ملل متحد است. بر مبنای فصل های پنجم، ششم و هفتم منشور سازمان ملل متحد، به سبب وقوع تجاوز از جانب عراق، شورای امنیت سازمان ملل باید به وظیفه خود بر مبنای حفظ صلح و امنیت بین المللی عمل می کرد. بر این اساس در اولین روز شروع رسمی جنگ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹)، کورت والدهایم، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، ضمن مذاکره با نمایندگان دو دولت ایران و عراق در سازمان ملل؛ پیشنهاد کرد که وی تلاشهای خویش را برای مساعدت با حل مسالمت آمیز اختلافات دو کشور به کار ببندد. روز بعد شورای امنیت تشکیل جلسه داد و در پایان، اولین موضع گیری خویش را در قبال جنگ ایران و عراق با انتشار بیانیه زیر اعلام نمود:
تصویب قطعنامه ۴۷۹، امتیازی برای عراق اعضاء شورای امنیت بعد از مشورت با یکدیگر، عمیقاً نگران آن اند که این برخورد (جنگ ایران و عراق) می تواند به صورت جدا رو به ازدیادی گسترش یابد. از ایران و عراق می خواهند بعنوان نخستین قدم به سمت چاره منازعه، از کلیه اقدامات مسلحانه و همه اعمالی که امکان دارد، وضعیت خطرناک فعلی را وخیم تر کند، دست بردارند و اختلافات خویش را از راه صلح آمیز حل نمایند. هم چنین، اعضاء شورا از پیشنهاد کاربرد مساعی جمیله دبیر کل حمایت می نماید.
دو طرف درگیر در قبال این بیانیه، هیچ گونه واکنش جدی از خود نشان ندادند. به سبب ادامه جنگ بار دیگر شورای امنیت در ۶ مهر ۱۳۵۹(۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰)، تشکیل جلسه داد و قطعنامه ۴۷۹ خویش را که اولین قطعنامه شورا در رابطه با جنگ عراق با ایران بود، صادر کرد.
قطعنامه ۴۷۹ مبین موضع ضعیف شورای امنیت در قبال جنگ بود؛ برای اینکه در این قطعنامه، ضمن نادیده گرفتن تجاوز عراق به قلمرو ایران و محکوم نکردن آن، به نقض تمامیت ارضی و آتش بس نیز هیچ نوع اشاره ای نشده و از نیروهای متجاوز نیز نخواسته بود که به مرزهای پیش از تجاوز عقب نشینی کند.
عراق فوراً این قطعنامه را قبول کرد ولی دولت ایران در واکنش به آن اعلام نمود تا وقتی که تجاوز عراق مقابل ایران ادامه یابد، نمی توانیم قطع نامه را بپذیریم. دولت ایران تنها شرط پایان جنگ و آتش بس را عقب نشینی کامل نیروهای عراقی از سرزمین های اشغالی ایران قرار داد.
سفر رجائی به سازمان ملل متحد/ قرارداد صلح ر ا با خون خود امضا می کنیم رجائی خود در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۵۹ در رأس هیئتی به آن سازمان سفر کرد و طی دو بار ملاقات و گفتگو با دبیر کل وقت سازمان ملل و سخنرانی در جلسه شورای امنیت، مواضع و دیدگاه های دولت ایران را در قبال جنگ تبیین و شرح داد.
رجایی با مشاهده ناکارآمدی شورای امنیت سازمان ملل و فرصت طلبی و جنگ نظامی و تبلیغاتی دولت عراق، با صراحت اعلام نمود که ما قرارداد صلح را در خونین شهر با خون خود امضا خواهیم کرد.
اینجا محل ظالم هاست! در دیدار با دبیر کل سازمان ملل، در واکنش به اظهارات کورت والدهایم بر مبنای اینکه اگر ایران قربانی جنگ و تجاوز است، چرا تابحال شکایتی را به این سازمان ارائه نکرده است؟ پاسخ داد: حقیقت اینست که مردم مورد ستم، بر مبنای تجاربی که در چنین مواردی دارند، شکایت نمی کنند و می گویند، اینجا محل ظالم هاست تا به اعمال آنها جنبه قانونی بدهد.
در جلسه شورای امنیت نیز، با صراحت انقلابی، ظرف یک سخنرانی مستند و مستدل، به علل تجاوز عراق به ایران، مواضع دولت ایران، سیاست کشورهای مختلف در قبال جنگ و افشاگری مقابل حامیان دولت بغداد در جنگ مقابل جمهوری اسلامی پرداخت. وی در بخشی از سخنانش اظهار داشت: شرکت ما در این شورا به منظور دادخواهی یا انتظار دفع تجاوز نظامی نیست. رجاء واثق داریم که اولاً شورای امنیت با پذیرفتن حق وتو برای زورمندان و دارا بودن مشکلات دیگر، عملا قادر به خدمت جدی به ملل محروم و مستضعف جهان نیست و ثانیاً تاریخ گذشته شورا مبین این حقیقت است که در مواردی هم که شورا قادر به اتخاذ تصمیمات اصولی، تحت فشار افکار عمومی جهان گردیده، بازهم در اثر مخالفت یک یا چند ابرقدرت، ضمانت اجرایی برای تصمیمات مزبور نداشته است.
واکنش دولت رجایی به استراتژی آتش بس و مذاکرات صلح هیات های حسن نیت در کنار ادامه جنگ بین ایران و عراق، سازمان ها و مجامع بین المللی همچون سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد و خود سازمان ملل متحد، کشورها و بعضی از شخصیت های سیاسی با نام هیات های صلح یا حسن نیت، کارهایی را برای برقراری آتش بس و صلح بین دو طرف درگیر انجام دادند و با سفرهای مکرر به دو کشور ایران و عراق کوشیدند به جنگ پایان دهند.
عراق با مشاهده مقاومت غیرمنتظره ایران در جبهه های جنگ و برای سرپوش گذاشتن به جنایات و تجاوزگری های خود، با بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی در پنجم مهرماه ۱۳۵۹ اعلام نمود که از هر نوع پیشنهاد صلح و میانجیگری استقبال می کند، اما مقامات ایرانی قاطعانه اعلام نمودند که پیش از خروج کامل نیروهای عراقی از تمام سرزمین های اشغالی در خاک ایران، هیچ نوع مذاکره ای را برای آتش بس و صلح نخواهد پذیرفت.
در مجموع تلاش ها و سفرهای گوناگون هیات های صلح به ایران و عراق نتیجه درخور توجهی به دنبال نداشت؛ برای اینکه بیشتر آنها نتوانستند، اصل بی طرفی را رعایت نمایند و با وجود وضوح تجاوز عراق به قلمرو ایران، نامی از تجاوز و تجاوزگر نبردند.
دولت شهید رجائی در حوزه سیاست خارجی جنگ، موضعی مشخص، قاطع و انقلابی در پیش گرفت. او که معتقد بود تجاوز نیروهای عراقی به تمامیت ارضی ایران، برای نابودی انقلاب اسلامی ایران می باشد، اهتمام کرد از جنگ ناخواسته، بیشترین بهره برداری را به سود انقلاب بکند.
در سازمان های بین المللی ازجمله سازمان ملل متحد و جنبش غیر متعهد، به معرفی چهره واقعی متجاوز و وضعیت تحمیل شده بر ایران پرداخت.
در قبال تلاشهای متفاوت بین المللی برای برقراری صلح بین ایران و عراق نیز، رویه ای آشتی ناپذیر در پیش گرفت و برقراری آتش بس و مذاکرات صلح را به عقب نشینی کامل نیروهای عراقی از قلمروهای اشغالی ایران منوط کرد و چون عراق به این خواسته تن نداد، رجایی نیز پذیرش آتش بس و مذاکره را بدون کم ترین تردیدی رد کرد.
منبع: ایسنا
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون