علی جون
علی جون

برگشت عروسک های خیمه شب بازی بی بی

برگشت عروسک های خیمه شب بازی بی بی

علی جون: اعتراض بازاریان به نوسانات ارز، موجب شد تا سلبریتی های فراموش شده و طیف خارج نشین این جماعت باردیگر به میدان بیایند و به خیال خام خود، سودای نشستن کنار بساط شراب و کباب را در ذهن بپرورانند.


- اعتراض بازاریان به نوسانات ارز، سبب شد تا سلبریتی های فراموش شده و طیف خارج نشین این جماعت باردیگر به میدان بیایند و به خیال خام خود، سودای نشستن کنار بساط شراب و کباب را در ذهن بپرورانند. فضای مجازی و در رأس آن اینستاگرام هرچند دشمن ادراک مردم سرتاسر جهان به حساب می آیند و حقیقت را با وقاحت تمام قلب می کنند؛ اما در پشت این اتفاق، به روشنی تصویر واضحی از حقیقت میدان به دیگری ارایه می دهند که جای تأمل فراوان دارد، اما مختصات این تصویر واضح چیست؟ در ساختار شخصیت انسان، «اگو» نقش میانجی را میان نهاد و سوپرایگو (فراخود) ایفا می کند و به شکلی میانجی میان حقیقت های بیرونی و خواهش و تمنای سوژه برای رسیدن به آمال و آرزوهاست و نگاه خوش بینانه روانکاوانی نظیر «زیگموند فروید» را بازتاب می دهد، اما برای فهم کنش و واکنش سلبریتی های دفع شده از هاضمه جغرافیای ایران توجه به رویکرد انتقادی «ژاک لکان» روانکاو سرشناس فرانسوی در رویارویی با اِگو حائز اهمیت می باشد.
لکان اِگو را حاصل یک توهم اساسی که نوزاد در مرحله آینه ای با آن مواجه می شود می دانست و می گفت، کودک وقتی در مقابل آینه قرار می گیرد با تصویر خویش هم ذات پنداری می کند؛ ولی این تصویر در عین ایدئال بودن، ناقص و حامل نوعی خودفریبی است. در وضعیت حالا ما، اینستاگرام نقش همان آینه را ایفا می کند و هر فرد به مثابه کودکی که جلوی این شیء می ایستد، باید اهتمام در پوشاندن خلأ های شخصی اش داشته باشد. در اینجا سلبریتی به صورت عام و امثال «حمید فرخ نژاد»، «اشکان خطیبی»، «احسان کرمی» و... بشکل خاص، حکم همان کودک را دارند و اینستاگرام آینه امروزی این جماعت است. در اینجا، سوژه مبارز و انقلابی با توهم شناختی که نسبت به خویش دارد مقابل دیگری موضع می گیرد و حریف می طلبد، درحالی که هیچ چیز قرار نیست خلأ های روحی، مادی و روانی این جماعت را پر کند.
درخواست به ظاهر جدی و توأم با اعتمادبه نفس «احسان کرمی» از رئیس جمهوری قلدر ایالات متحده برای دخالت در صف اعتراضات بااینکه تصویر مقتدری از ایشان برای مخاطبان صفحه اینستاگرامش می سازد، اما باطن قضیه، ظاهر آنرا رسوا می کند. حضور مجازی گسترده سلبریتی های فراری به اروپا و آمریکا در مقابل دوربین و دعوت از مردم برای حضور در خیابان، بااینکه مساله جدیدی در این چند سال اخیر نیست؛ اما به صورت واضح و عریان ساز و کار زیست در جهان جنگل وار کنونی را پیش رویمان قرار می دهد. کرمی، فرخ نژاد، خطیبی و امثالهم، از اینستاگرام به عنوان ابزاری برای دمیدن بر تکبر و خودبرتربینی استفاده می نمایند تا بتوانند حفره های موجود در شخصیتشان را در تصویر بی نقصی که شبکه های به اصطلاح اجتماعی از ایشان می سازند رفع کنند و اِلا حرف زدن از درد مردم و کمک برای شنیدن صدای اعتراض به فرخ نژاد، خطیبی و کرمی نمی آید. سوژه میل ورز - در اینجا سلبریتی- هنگامی که می خواهد به زبان خودش صدای اعتراض دیگری باشد، باز هم در نظر دارد به خیال همانندسازی از راه اینستاگرام اِگوی متورم خود را به رخ دنبال کنندگانش بکشد تا آرام بگیرد. برای شُهره های گریخته از وطن، هیچ ایده ای به جُز ساخته شدن یک من آرمانی و آزاده برای ارایه به مردم و صفحات عادی مجازی -که عموم آنها در درون مرز های ایران به سر می برند- وجود ندارد و آنها فقط برای ترمیم چهره زشت پیشینی شان است که دست به عمل می زنند.
این افراد، مسخ دنیای مادی اند و به حقیقت های جهان از دریچه تنگ شبکه های اجتماعی نگاه می کنند و چون تجربه زیسته چندانی در این سال ها به دست نیاورده اند گرفتار اشتباهات محاسباتی بی شماری می شوند. به بیانی دیگر، سازوکار آینه ای اینستاگرام در ایجاد این توهم که من قهرمان زندگی خود و دیگری هستم دخیل است، درحالی که حاضر به انجام هیچ وظیفه و تحمل کمترین هزینه هم نیستم! وقتی اشکان خطیبی با ژستِ «چه گوارا» مقابل دوربین قرار می گیرد و از لذت زندگی آزادانه در اروپا می گوید درحال بازنمایی موقعیت یکه و درخشانی است که نمی توان هیچ جزئی از آنرا در ایران امروز تصور کرد، حال آنکه تصویر منسجم، خوشحال و سرزنده اش نسبتی با چندپارگی بدن و حال نزار جسمی و روحی اش ندارد.
برای مثال، هنگامی که «حمید فرخ نژاد» از کشور گریخت تا پروژه براندازی را به همراه شازده و همپالگی هایش اجرا نماید همچنان در توهم و سوءشناختی به سر می برد که اینستاگرام برای وی و اشخاصی چون او ایجاد کرده بود. او مقابل دوربین نارسانه «اینترنشنال» می خندید و در دورهمی های پسر شاه نقش لیدر را بازی می کرد، ولی وقتی باد بلوای «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرد متوجه شکاف میان حقیقت و تصویر آن شد و عاقبت دربه دری و بی پناهی اش را جار زد؛ اما مخدر رسانه آن قدر قدرتمند است که می تواند لحظه شکست را از یاد سوژه میل ورز ببرد و او را در یک چرخه مداوم و تکراری از پیروزی و شکست نمادین میان دال ها قرار دهد. از این ها گذشته، خیانت این افراد به مردم ایران بی جواب نخواهد ماند و عاقبت پیروی بی چون وچرا از «میل» سُرب داغ است.
اجازه دهید با یک مثال سینمایی حاصل کار امثال فرخ نژاد و کرمی را به شکل واضح برایتان شرح دهم؛ «فرد زینه مان» در آخر فیلم «اسب کهر را بنگر» سر انجام خائنان را به صورت دقیقی نشانه گذاری می کند. «مانوئل آرتیگز» رهبر چریک های اسپانیایی تصمیم می گیرد تا رییس پلیس ظالم سن مارتین، یعنی «وینیولاس» را ترور کند، ولی او حین هدف گیری متوجه حضور فرد خائنی به اسم «کارلوس» در کنار وینیولاس می شود. آرتیگز فرصت شلیک تنها یک گلوله را دارد و می تواند فقط یک هدف داشته باشد، درنهایت او میان دشمن و خائن، دومی را انتخاب می کند. فرخ نژاد، کرمی و باقی زباله ها و نخاله های ملت ایران حتی کوچک تر از آنند که با کارلوس تشبیه شوند، وی در میدان بود و این افراد برای مبارزه با انقلاب اسلامی به خواست خود از چندسال پیش به آمریکا و اروپا مهاجرت کرده اند، ولی باید اظهار داشت که عاقبت خائن نیستی و عدم است، نه همگام شدن با خصم آمریکایی در ویران کردن مملکت خویش.
منبع: فرهیختگان
به اجمال، در ساختار شخصیت انسان، اگو نقش میانجی را میان نهاد و سوپرایگو (فراخود) ایفا می کند و به گونه ای میانجی میان حقیقت های بیرونی و خواهش و تمنای سوژه برای رسیدن به آمال و آرزوهاست و نگاه خوش بینانه روانکاوانی نظیر زیگموند فروید را بازتاب می دهد، اما برای فهم کنش و واکنش سلبریتی های دفع شده از هاضمه جغرافیای ایران توجه به رویکرد انتقادی ژاک لکان روانکاو سرشناس فرانسوی در رویارویی با اِگو حائز اهمیت می باشد.
لکان اِگو را حاصل یک توهم اساسی که نوزاد در مرحله آینه ای با آن مواجه می شود می دانست و می گفت، کودک وقتی در مقابل آینه قرار می گیرد با تصویر خویش هم ذات پنداری می کند؛ ولی این تصویر در عین ایدئال بودن، ناقص و حامل نوعی خودفریبی است. در اینجا، سوژه مبارز و انقلابی با توهم شناختی که نسبت به خویش دارد مقابل دیگری موضع می گیرد و حریف می طلبد، درحالی که هیچ چیز قرار نیست خلأ های روحی، مادی و روانی این جماعت را پر کند.
درخواست به ظاهر جدی و توأم با اعتمادبه نفس احسان کرمی از رییس جمهور قلدر ایالات متحده برای دخالت در صف اعتراضات بااینکه تصویر مقتدری از ایشان برای مخاطبان صفحه اینستاگرامش می سازد، اما باطن قضیه، ظاهر آن را رسوا می کند. برای شُهره های گریخته از وطن، هیچ ایده ای به جُز ساخته شدن یک من آرمانی و آزاده برای ارائه به مردم و صفحات عادی مجازی -که عموم آنها در درون مرز های ایران به سر می برند- وجود ندارد و آنها فقط برای ترمیم چهره زشت پیشینی شان است که دست به عمل می زنند.
این افراد، مسخ دنیای مادی اند و به حقیقت های جهان از دریچه تنگ رسانه های اجتماعی نگاه می کنند و چون تجربه زیسته چندانی در این سال ها به دست نیاورده اند گرفتار اشتباهات محاسباتی بی شماری می شوند.

منبع:

1404/10/15
10:16:13
5.0 / 5
9
تگهای خبر: ابزار , بازی , برند , جهان
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

علی جون - سرگرمی و طنز