نوسان قیمت کاغذ، برنامه ریزی نشر را فلج کرده است
به گزارش علی جون، مدیر انتشارات سدید اظهار داشت: بی ثباتی، امکان هرگونه برنامه ریزی طولانی مدت را از ما سلب کرده است. نمی توانیم برای شش ماه آتی برنامه چاپ داشته باشیم، به علت این که بر روی نرخها نمی توان ریسک کرد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری:
صنعت نشر در سالیان اخیر با چالش های مختلفی مواجه بوده است که یکی از مهم ترین آنها، بحران تأمین کاغذ است. نوسانات شدید قیمت، وابستگی به واردات، نبود برنامه ریزی پایدار و توزیع غیرشفاف یارانه ها، باعث شده کاغذ از یک ماده اولیه ساده به مسئله ای پیچیده و تاثیر گذار بر کل چرخه تولید کتاب تبدیل گردد. در صورتیکه خیلی از ناشران تلاش می کنند نیاز خویش را از بازار آزاد تأمین کنند، بخش دیگری بازهم به حمایت های دولتی وابسته اند؛ حمایتی که بگفته کارشناسان، نه تنها چاره اساسی ارایه نداده، بلکه زمینه ساز بی عدالتی در توزیع هم شده است. از طرفی، نبود سیاستگذاری جامع و هماهنگی میان نهادهای مرتبط سبب شده مسئله کاغذ به بحرانی مزمن در صنعت نشر بدل شود. بر همین اساس، جهت بررسی دقیق تر وضعیت فعلی و چالش های پیش روی ناشران، با رضا عبداللهی، مدیرعامل انتشارات سدید، به گفتگو پرداختیم.
* وضعیت فعلی تأمین و مصرف کاغذ در انتشارات شما چه طور است؟
در شرایط فعلی، پروسه تأمین کاغذ در نشر ما به گونه ای غیرمستقیم و عمدتا بوسیله چاپخانه ها به انجام می رسد. دلیل اصلی این رویه، نبود تفاوت معنادار بین قیمت خرید کاغذ برای ما بعنوان ناشر و برای چاپخانه هاست. از آنجائیکه هر دو ناچار به تهیه کاغذ از بازار آزاد هستیم، معمولا این چاپخانه ها هستند که مسئولیت تأمین کاغذ را بر عهده می گیرند و نشر فقط با آنها در ارتباط مستقیم است.
البته در مواردی استثنا هم وجود داشته است. گاهی به علت بی ثباتی شدید نرخها در بازار آزاد و به منظور حفظ تیراژ کتاب ها و کنترل هزینه های تمام شده، ملزم به خرید مستقیم کاغذ شده ایم. در این شرایط، زمانی که کتاب در مراحل پایانی تألیف و ویراستاری قرار داشت، مبادرت به خرید کاغذ از بازار آزاد کرده و آنرا بعنوان امانت نزد چاپخانه می سپردیم تا هم از نوسانات بعدی قیمت در امان باشیم و هم بتوانیم قیمت غائی کتاب را برای مخاطبان در حد معقولی حفظ نماییم.
نکته قابل ذکر دیگر این که تمامی کاغذ مصرفی ما از نوع خارجی است و در عمل از کاغذ داخلی در تولیدات خود استفاده نمی کنیم؛ چون که از نظر اقتصادی کاغذ ایرانی حدودا برابر با کاغذ وارداتی است و کیفیت آن هم اغلب با نیازهای فنی ما، چاپخانه و مخاطبین هماهنگی نداشته است.
* دولت در سالیان اخیر چه اقداماتی در حوزه دفاع از ناشران و تأمین کاغذ انجام داده است و ارزیابی شما از اثربخشی این سیاستها چیست؟
فعالیت من در حوزه نشر به شکل جدی از دولت سیزدهم شروع شده و در دولت چهاردهم هم ادامه دارد؛ ازاین رو تجربه مستقیمی از دولت های پیشین ندارم. اما برمبنای گفتگوهایی که با همکاران باسابقه و برخی مسئولان اسبق نشر داشته ام، شنیده هایم از آن حکایت می کند که در دولت های گذشته، اقدامات مؤثرتر و حمایت های منسجم تری برای مساعدت با جامعه نشر صورت می گرفته است.
در دولت سیزدهم، تا جایی که خاطر من هست، تا آخرین سال فعالیت این دولت، برنامه جامع و مستمری برای دفاع از ناشران مشاهده نکردیم و در سال ۱۴۰۳ بود که زمزمه هایی از تخصیص کاغذ یارانه ای و پرسش در رابطه با مقدار مصرفی صورت پذیرفت.
در این سال ها حمایت ها عمدتا بصورت مقطعی و گسسته و آن هم بیشتر متوجه ناشران بزرگ و شناخته شده بود. در این بین، ناشران کوچک تر مانند ما در عمل از این حمایت های محدود بی بهره ماندیم. آخرین باری که توانستیم کاغذ یارانه ای دریافت نماییم، به دوران کرونا و قبل از شروع به کار دولت سیزدهم بازمی گردد.
البته دوستان وزارت خانه در طول این مدت بی توجه نبودند و گاه وبی گاه پیگیری هایی در این خصوص انجام می دادند و خبرهایی می گرفتند. اما هیچ وقت برای ما مشخص نشد که این پیگیری ها ذیل یک برنامه مدون و اجرایی تعریف شده است یا فقط برای دلخوشی و آرامش خاطر موقت ما صورت می گرفت. در مجموع، آن چه مسلم است این که در سالیان اخیر، حمایت پایدار و مؤثری از جانب دولت متوجه ناشران خصوصاً ناشران کوچک نبوده است.
* آیا در تولید آثار خود از کاغذ داخلی استفاده می کنید یا ناچار به واردات و استفاده از کاغذ خارجی هستید؟ به نظر شما کیفیت کاغذ ایرانی تا چه حد با نیاز ناشران همخوانی دارد؟
متأسفانه در مجموعه ما از کاغذ داخلی استفاده نمی شود و علت اصلی آن به مسایل فنی و کیفی برمی گردد. تجربه ما در سالهای قبل نشان داده است که کیفیت کاغذ تولید داخل از جنبه های فنی چاپ مطلوب نبوده است. چاپخانه ها اغلب حاضر به همکاری با این کاغذ نیستند و اعتقاد دارند به علت جنس و ضخامت خاص آن، فشار بیشتری به دستگاه های چاپ وارد می شود و امکان دارد به تجهیزات صدمه برساند. علاوه بر این، بعد از مرحله صحافی هم کتاب حالت خشک و محکمی پیدا می کرد که مورد گلایه مخاطبان قرار می گرفت.
البته این ارزیابی مربوط به سالیان قبل است. باید اذعان کنم که هم اکنون کاغذ تولیدی کارخانه مازندران از کیفیت بهتری نسبت به گذشته برخوردار شده است. در عین حال، بازهم وقتی به چاپخانه ها پیشنهاد استفاده از این کاغذ را می دهیم، با بهانه های مختلف تلاش در اجتناب از آن دارند و ترجیح می دهند با کاغذ خارجی کار کنند.
موضوع دیگری که قابل تأمل است، بحث قیمت کاغذ ایرانی است. علی القاعده انتظار میرفت کاغذ داخلی صرفه اقتصادی قابل توجهی نسبت به نمونه خارجی داشته باشد، اما در عمل تفاوت قیمت چندانی با کاغذ وارداتی ندارد و تنها کمی پایین تر است. ازاین رو ناگزیر انتخاب ما بسمت کاغذ خارجی متمایل می شود تا هم کیفیت چاپ مطلوب تری داشته باشیم و هم چاپخانه ها بدون دغدغه کار را انجام دهند.
عامل دیگری که در این تصمیم گیری مؤثر است، موضوع تنوع کاغذ ایرانی است. حداقل تا چند ماه پیش که آخرین پیگیری ها را انجام دادیم، کاغذ ایرانی از نوع سفید به ندرت یافت می شد. این در شرایطی است که خیلی از کتاب های ما بنا بر سلیقه و انتظار مخاطبان، حتما باید با کاغذ سفید چاپ شوند. این محدودیت هم مزید بر علت شده تا در عمل استفاده از کاغذ داخلی در اولویت کاری ما قرار نگیرد.
* وضعیت فعلی بازار کاغذ از نظر تأمین، قیمت و کیفیت را به چه صورت ارزیابی می کنید؟
از نظر تأمین و کیفیت، خوشبختانه مشکل چندانی در بازار کاغذ وجود ندارد. کاغذهای وارداتی با تنوع کیفی متفاوت و در مدلهای مختلف عرضه می شوند و خرید آنها با محدودیت خاصی مواجه نیست. به بیانی دیگر، از حیث دسترسی فیزیکی به کالا، بازار در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد.
اما مسئله اصلی و دردسرساز، بحث قیمت و بی ثباتی حاکم بر آنست. خاطرم هست در تابستان سال قبل و درست قبل از ایام اربعین، در جلسه شورای نشر مجموعه، تصمیم به خرید مقداری کاغذ برای چاپ یکی از کتاب ها گرفتیم. کمتر از دو ماه بعد، یعنی در مهرماه، زمانی که کتاب آماده چاپ شد، قیمت همان کاغذ بیشتر از دو برابر شده بود! به قول یکی از همکاران، اگر در آن مقطع به جای اسکناس، کاغذ خریده و انبار کرده بودیم، ارزش سرمایه مان بیشتر حفظ می شد. این جمله بااینکه طنزآمیز است، اما به خوبی عمق فاجعه را در بازار کاغذ نشان داده است.
این نوسانات شدید و بی ثباتی قیمت، حتی عرف و رسم دیرینه بازار نشر را هم تحت تاثیر قرار داده است. در بیشتر بازارها و خصوصاً در صنعت نشر، مرسوم بود که تسویه حساب ها بصورت چک و با سررسیدهای فصلی یا چندماهه صورت گیرد. اما حال شرایط به کلی دگرگون شده است. اگر همان روز که تصمیم به خرید می گیریم، هزینه کاغذ را پرداخت نکنیم، فردا باید با قیمت جدید و بالاتری آنرا تهیه نماییم. این مساله خود معضل بزرگی به وجود آورده و چرخه نشر و گردش مالی ما را بشدت محدود ساخته است.
نتیجه این وضعیت هم بطورکامل ملموس است: گاهی مجبور می شویم تیراژ کتاب ها را کاهش دهیم و گاهی هم به علت کمبود منابع مالی و ناتوانی در تأمین نقدینگی مورد نیاز برای خرید کاغذ، ناچار به روی آوردن به چاپ دیجیتال می شویم.
* بیشترین مشکل شما در تأمین کاغذ مربوط به کدام بخش است؟ (توزیع، واردات، قیمت گذاری، یا کیفیت؟)
بدون تردید می توانم بگویم که بیشترین و مهم ترین مشکل ما در عرصه تأمین کاغذ، مسئله قیمت و بی ثباتی حاکم بر آنست. اگر بخواهم صریح بگویم، سایر موارد مانند توزیع، واردات یا کیفیت در درجه بعدی اهمیت قرار دارند و درحال حاضر با آنها چالش جدی نداریم. اما قیمت، مسئله ای است که تمام معادلات ما را بر هم زده است.
کاغذ را باید مهم ترین ماده مصرفی یک نشر دانست. همان گونه که یک کارخانه تولیدی بدون مواد اولیه قادر به ادامه کار نیست، یک انتشارات هم بدون کاغذ نمی تواند کتابی منتشر کند. وقتی بازار کاغذ گرفتار نوسان و بی ثباتی می شود، ترکش آن مستقیماً به ما و فعالیت مان به هدف خوردن می کند. به عبارتی، بی ثباتی در بازار کاغذ به بی ثباتی در کار نشر منجر می شود و این چیزی است که اینروزها به وضوح تجربه می نماییم.
اجازه دهید با یک مثال ملموس توضیح دهم. ما برای برنامه ریزی انتشاراتمان، معمولا چندین ماه جلوتر عناوین را مشخص می نماییم، پروسه تألیف و ویراستاری را طی می نماییم و سپس نوبت به چاپ می رسد. اما وقتی قیمت کاغذ ظرف دو ماه دو برابر می شود، تمام محاسبات مالی ما به هم می ریزد. کتابی که قرار بود با قیمت مصوب ۱۰۰ هزار تومان به بازار عرضه گردد، ناگهان باید با قیمت ۱۵۰ یا ۲۰۰ هزار تومان فروخته شود. این یعنی مخاطب را از دست می دهیم، یعنی فروش کم می شود، یعنی چرخه تولید نماید می شود.
مشکل دیگر این که این بی ثباتی، امکان هرگونه برنامه ریزی طولانی مدت را از ما سلب کرده است. نمی توانیم با خیال آسوده برای شش ماه آینده برنامه چاپ داشته باشیم، چون نمی دانیم تا آن زمان قیمت کاغذ چه تغییری خواهدنمود. نمی توانیم با چاپخانه ها قرارداد طولانی مدت ببندیم، چون هیچ کس جرئت نمی کند روی نرخها ریسک کند. نمی توانیم به نویسندگان و مؤلفان قول بدهیم که کتابشان چه زمانی و با چه قیمتی منتشر می شود.
واقعیت این است که اگر قیمت کاغذ ثبات داشت، ما می توانستیم روی سایر پتانسیلهای خود تمرکز نماییم. می توانستیم به فکر بهبود کیفیت تولید باشیم، می توانستیم برنامه توسعه داشته باشیم، می توانستیم با خیال آسوده تیراژها را افزایش دهیم و قیمت تمام شده را پایین بیاوریم. اما حال تمام انرژی و تمرکز ما صرف مدیریت بحران نرخها و کوشش برای حفظ حداقل های ساخته شده است.
در یک کلام، مشکل اصلی ما قیمت است. اگر این مشکل حل شود، از پس سایر مسایل برخواهیم آمد. اما تا وقتی بازار کاغذ ثبات نداشته باشد، صنعت نشر هم در سراشیبی بی ثباتی و بحران باقی خواهد ماند.
* تأمین کاغذ از بازار آزاد چه تفاوتی با کاغذ یارانه ای دارد از نظر قیمت و کیفیت؟
بر اساس آن چه از همکاران باسابقه تر شنیده ام و در جریان گفتگوهای صنفی به من منتقل شده، در مقطعی که کاغذ یارانه ای توزیع می شد، فاصله قیمتی قابل توجهی با بازار آزاد وجود داشت. به بیان دیگر، ناشران می توانستند کاغذ مورد نیاز خویش را با هزینه خیلی کمتری تأمین کنند و این مساله کمک شایانی به کاهش قیمت تمام شده کتاب و بنابراین افزایش توان رقابتی ناشران می کرد. از حیث کیفیت هم ظاهراً مشکل چندانی گزارش نمی شد و کاغذهای توزیع شده از معیارهای قابل قبولی برخوردار بودند.
اما متاسفانه باید تاکید کنم که هم اکنون این سازوکار حمایتی در عمل از مدار خارج شده است. دیگر خبری از پخش گسترده و منظم کاغذ یارانه ای نیست و ناشران برای تأمین مواد اولیه خود ناچارند به بازار آزاد مراجعه نمایند. این یعنی تفاوت قیمت قابل ملاحظه ای که پیشتر وجود داشت، حال به کلی حذف شده و ناشران با همان نرخ های پرنوسان بازار آزاد ملزم به خرید هستند. بنابراین، آن حمایت مؤثر دولتی که می توانست تا حدی از ناشران در مقابل تلاطم های بازار محافظت کند، امروزه جای خویش را به تأمین کنندگان خصوصی با قیمت های شناور و بعضاً غیرقابل پیشبینی داده است.
* آیا مجبور شده اید تیراژ کتاب ها را کاهش دهید یا چاپ برخی عناوین را متوقف کنید؟
بله، متاسفانه در وضعیت فعلی ناچار شده ایم تیراژ تعدادی از کتاب های خویش را کاهش دهیم و برای کنترل هزینه ها و پیشگیری از افزایش بیش از اندازه قیمت غائی کتاب، به ناچار تیراژها را پایین بیاوریم. در خیلی از موارد هم برای مدیریت بهتر منابع مالی و کاهش ریسک تولید، بسمت استفاده از چاپ دیجیتال حرکت کرده ایم.
* وضعیت تخصیص کاغذ یارانه ای به ناشران را به چه صورت می بینید؟ آیا نظام توزیع فعلی شفاف و منصفانه است؟
به هیچ عنوان نظام توزیع فعلی را شفاف و منصفانه ارزیابی نمی کنم. با ناشران همکار این مساله را مرتب رصد می کردیم و عملکرد توزیع کاغذ را برمبنای تولیدات و تعداد عناوین هر نشر بررسی می نمودیم. نتیجه این بررسی ها خیلی تأسف بار بود.
گاهی اوقات مشاهده می کردیم که برخی ناشران با عناوین خیلی ناچیز و تولیدات اندک، سهمیه کاغذ بیشتری نسبت به ما دریافت می کنند. این در حالی بود که همکاران قدیمی تر و پرکارتر ما که سال هاست در حوزه نشر فعالیت می نمایند و عناوین پرشماری منتشر می سازند، سهم کمتری داشتند. این بی تناسبی آشکار، نشان می داد که ملاک و معیار مشخصی برای توزیع وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد، برمبنای ضوابط شفافی اعمال نمی شود.
متأسفانه این نوع توزیع ناعادلانه، نه تنها کمکی به رفع مشکلات نشر نمی کند، بلکه سبب دلسردی ناشران فعال و پرکار می شود و در عمل به صورتی دفاع از ناشران کم کارتر تبدیل می گردد که با اهداف اصلی حمایت های دولتی در تضاد است.
* عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مدیریت بحران کاغذ را چگونه ارزیابی می کنید؟
صادقانه و منصفانه بخواهم بگویم، از دید ما هیچ اقدام مشخص و مؤثری که بتوان آنرا بعنوان یک برنامه جامع برای ساماندهی بازار کاغذ ارزیابی کرد، از جانب وزارت ارشاد مشاهده نشده است. چه در دولت قبل و چه در دولت فعلی. البته پیش تر عرض کردم گه گاهی شاید سراغی بگیرند اما در عمل چیزی مشاهده نکردیم.
* چشم انداز بازار کاغذ را برای سال آینده چه طور می بینید؟
متأسفانه چشم انداز روشنی پیش روی بازار کاغذ نمی بینم. واقعیت این است که قیمت کاغذ در سالیان اخیر تبدیل به یک تابع نمایی اکیداً صعودی شده است. هیچ ثباتی در نرخها وجود ندارد و هر روز شاهد گران تر شدن این کالای اساسی صنعت نشر هستیم. نه تنها نشانه ای از کاهش قیمت دیده نمی گردد، بلکه تجربه ثابت کرده که هیچگاه نرخها به عقب برنمی گردد.
طبیعتاً عواملی مانند تورم انباشته شده در اقتصاد کشور، ورود به سال جدید و افزایش هزینه های عمومی، و همین طور تلاطم و نوسانات نرخ ارز، این وضعیت را تشدید می کند. اما نکته تأسف بار اینجاست که حتی در مقاطعی که نرخ ارز کمی تعدیل می شود، قیمت کاغذ نه تنها کاهش نمی یابد، بلکه گاهی به بهانه های دیگر افزایش هم پیدا می کند.
با این روند، پیشبینی من برای سال آینده ادامه همین وضعیت یا حتی وخیم تر شدن آنست. مگر این که دولت با یک برنامه جامع و مداخله مؤثر، بتواند ثباتی را به این بازار بازگرداند. در غیر این صورت، ناشران باید خویش را برای روزهای سخت تری آماده کنند؛ روزهایی که تهیه کاغذ حتی از تأمین نقدینگی هم دشوارتر خواهد بود.
آیا فکر می کنید بحران کاغذ فقط مشکل اقتصادیست یا ناشی از ضعف مدیریت و ساختار توزیع هم هست؟
اجازه بدهید این سوال را جور دیگری پاسخ بگویم. بعنوان یک مدیریت خوانده و از نظر تحلیلی، نه فقط از دریچه یک ناشر، باید بگویم که کالبد اصلی این بحران، اقتصادیست و مدیریت، روبنای آن شمرده می شود. به بیان دیگر، ریشه های این مشکل به ساختار کلان اقتصادی کشور بازمی گردد و هرگونه چاره فقط مدیریتی، در بهترین حالت می تواند مقطعی و موقت باشد.
شاید بتوان با تدابیر مدیریتی، راهکارهای کوتاه مدتی برای کاهش التهابات بازار پیدا کرد، اما این چاره ها هیچگاه جامع و کامل نخواهند بود. تجربه سالیان اخیر نشان داده است که این مسئله چندان هم به این دولت و آن دولت مربوط نمی شود؛ بلکه بحران کاغذ، نمونه کوچکی از یک بحران اقتصادی فراگیرتر است و مدیریت آن مستلزم مدیریت کلان بحران های اقتصادی کشور است.
نکته مهم تر این که اگر ما بحران کاغذ را بصورت مجزا و با نگاه سطحی مدیریت نماییم، در حقیقت تنها یک درپوش بر روی این زخم عمیق نهاده ایم. هیچ کس نمی داند این زخم چه زمانی عفونت خواهدنمود و دامن صنعت نشر را خواهد گرفت. امکان دارد امروز با تزریق کاغذ یارانه ای یا کنترل موقت قیمت ها، آتش این بحران را فروبنشانیم، اما فردا در جای دیگری از زنجیره تولید، مشکل خویش را نشان خواهد داد.
به اعتقاد من، تا آن زمان که درمان ریشه ای برای معضلات اقتصادی کشور اندیشیده نشود، هرگونه اقدام مدیریتی در عرصه کاغذ، مسکنی موقت خواهد بود که دیر یا زود اثرش را از دست می دهد و بحران را بشکل حادتری بازمی گرداند. خلاصه اینکه کتابی که قرار بود با قیمت مصوب ۱۰۰ هزار تومان به بازار عرضه گردد، ناگهان باید با قیمت ۱۵۰ یا ۲۰۰ هزار تومان فروخته شود. این یعنی مخاطب را از دست می دهیم، یعنی فروش کم می شود، یعنی چرخه تولید نماید می شود. تجربه سالیان اخیر نشان داده است که این مسئله چندان هم به این دولت و آن دولت مربوط نمی شود؛ بلکه بحران کاغذ، نمونه کوچکی از یک بحران اقتصادی فراگیرتر است و مدیریت آن مستلزم مدیریت کلان بحران های اقتصادی کشور است.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب سایت علی جون