علی جون

یک اتفاق عجیب در استودیو تلویزیون

یک اتفاق عجیب در استودیو تلویزیون

به گزارش علی جون تصویری که بر پیشانی این یادداشت می بینید، یکی از دل انگیزترین و خاص ترین قاب هایی است که تابحال در سیمای جمهوری اسلامی ایران دیده شده است؛ خاص، هم از این جهت که کمتر دیده شده و هم از این منظر که سرمایه ای ملی در پس و پیش آن نهفته و آشکار است.


به گزارش علی جون به نقل از ایسنا، برنامه ی موسیقایی «سرنا»، کاری از گروه ادب و هنر شبکه چهار، با اجرای رضا مهدوی و تهیه کنندگی محمد علیبازی، در نوبت اخیر خود، میزبان «باسم حمادی» کارشناس موسیقی عرب خوزستان و «موسی زِرگانی» خواننده و نوازنده ی رَبابه بود که با لباس محلی عربی در استودیو سازمان صداوسیما حضور بهم رساندند و علاوه بر سخن گفتن درباره ی موسیقی خطّه ی عرب خوزستان، به عرضه ی هنر خود هم پرداختند.
موسیقی مُقامی، یا همان موسیقی محلی و بومی، از سرمایه های منحصر به فرد کشور ما، همانند جوامع دیگر است. این نوع موسیقی، هنری است با ریشه های تمدنی دیرین که در همه ی ادوار تاریخ، حیات و رونق داشته و سینه به سینه به نسل های پسین رسیده است؛ پس بی گمان، از شاخه های اصلی میراث فرهنگی ناملموس ماست. ضمن آنکه در عرضه های جهانی هم به علت آنکه این نوع هنر، پشتوانه ی فرهنگ بومی را دارد که خود جذاب است، همینطور سازهای خاص و جذاب و گاها کمتر آشنا را عرضه می کند که برای دیگران هم خیلی جالب توجه است.
از همین رو است که در سالهای پیشین، وقتی که کارشناسانی چون محمدرضا درویشی و مرحوم علی بیانی، زمینه ی حضور نوازندگان موسیقی مقامی و محلی ما را بر صحنه های معتبر جهانی فراهم کردند، بسیار خوش درخشیدند. پس به قطع و یقین میتوان اظهار داشت که این نوع موسیقی ما، نه تنها از موسیقی کلاسیک ایرانی، در مرتبه و جایگاه کم ندارد، چه بسا چیزهایی برتر هم دارد.
ازسوی دیگر، کشوری چون ایران، با جغرافیایی پهناور، فرهنگ های تمدنی بومی متنوعی دارد که خود، قاره ی کوچکی را در یک دایره ی جغرافیای سیاسی ترتیب داده اند. طبعا مردمی که در این جغرافیای بومی زاده می شوند و زندگی می کنند، به فرهنگ بومی خود تعصب جدی دارند که در کنار دلبستگی ملی، بخش قابل توجهی از هویت آنان را تشکیل می دهد. بعد از همین روست که احترام گذاشتن و نگذاشتن به این فرهنگ های محلی، بر شخصیت ملی آحاد جامعه در استانهای مختلف، تأثیر مستقیم و مؤثری می گذارد. موسیقی ایرانی ترکی آذربایجانی، کردی، لری و بختیاری، ترکمنی، بلوچی، و... از همین حوزه است. مردم این خطه ها هم حق و حقوقی دارند که نزد حاکمیت است.
این نکته ی مهمی است که بارها در زمینه ی اهمیت آن بر امنیت ملی و هم سو استفاده های احتمالی نادلسوزان این مرز و بوم سخن گفته شده اما متاسفانه همواره نه تنها یکی از دغدغه ها، بلکه یکی از معضلات فرهنگی ما در حوزه ی امنیت و منافع ملی بوده است. انگار که در این حوزه، از یک فقر استرتژیک مدیریت رنج می بریم. صدا و سیمای ما هم از این قاعده مستثنا نبوده و کیست که نداند به هیچ وجه عملکرد قابل قبول و قابل دفاعی در این عرصه نداشته است.


به همین دلیل است که وقتی دو شخصیت فرهنگی و هنری ایرانی با لباس عرب خوزستانی در قاب تلویزیون شبکه ی چهار ظاهر می شوند و علاوه بر سخن گفتن با لهجه ی محلی و عرضه ی هنر بومی خویش، این فرصت را یافتند که با زبان عربی با هموطنان و همشهریان خود حال و احوال کنند، یک اتفاق ویژه است که باید به شکل معقولی جاری باشد اما به هر حال، جزء استثناها شده است؛ چون ما همیشه راحت ترین راه را برگزیده ایم؛ یعنی پاک کردن صورت مساله!
اما یک نکته ی اساسی دیگر که از آن نباید غفلت کرد، سیاست یک بام و دو هوای رسمی در برابر موسیقی و ساز است که در این برنامه هم به شکل مشهود و آزاردهنده ای خودنمایی کرد؛ یعنی ممنوعیت نمایش ساز، حتا در ساحتی که جزو معنوی ترین آواهای ما محسوب می شود؛ که بطور قطع بخش قابل توجهی از دستاوردی را که برشمردیم، تحت الشعاع خود، بی اثر و تلف کرد.
به هر حال، هنرمندان هم شهروندان همین جامعه هستند که حق و حقوقی دارند که بخشی از آن نزد حاکمیت قرار گرفته است و وقتی ایفاء نشود، به دلخوری و عصبانیت می انجامد.
امید که این پاک کردن صورت مسئله و درواقع معضل هم بعد از این، بهبود و تغییر یابد.




منبع:

1400/10/25
14:22:04
5.0 / 5
43
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳